سفینه

مهمون کوچولوی خدا 32(داستانهاي كودكانه (3) از زندگي امام حسن مجتبي علیه السلام)

1398/2/25 2:06
نویسنده : یکی از ما
4,880 بازدید
اشتراک گذاری

 

دعوت كودكان

روزي گروهي از كودكان مشغول بازي بودند. تا چشم آنان به امامحسن مجتبي (علیه السلام) افتاد، آن حضرت را به مهماني خود دعوت نمودند. امام حسن(علیه السلام) نيز به جمع كودكان پيوست و با آنان غذا خورد. بعد هم آن بچه ها را به خانه خود دعوت كرد و به آنان غذا و لباس نو هديه داد.با اين همه محبت، امام (علیه السلام) فرمود:بخشش اين بچه­ ها بيشتر از من بود.آنان هرچه داشتند به من دادند، درحالي كه من بخشي از آنچه را داشتم، به آنان دادم.

 منبع:مجموعه داستان دوستان(مهدي وحيدي صدر)

كار خوب

روزي امام حسن (علیه السلام) از كوچه ­هاي مدينه مي­ گذشت.درحالي كه بچه­ ها دور هم نشسته بودند و خرما مي­ خوردند. آنها گفتند: اي كاش امام حسن (علیه السلام) مي ­آمد و با ما خرما مي­ خورد و امام حسن (علیه السلام) را دعوت كردند.سپس امام (علیه السلام) كنار آنها نشست و با آنها همبازي شد و خرما خورد.سپس آنها را به خانه خود برد و از آنها با لباس و غذاهاي خوب پذيرايي كرد.

منبع:داستانهاي بهشتي(دكتر اعظم فعال)
تهیه و تنظیم: ساجده طالبی
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (0)

از سراسر وب

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد