سفینه

مهمون کوچولوی خدا 16(گزارش جشن مهمانی ماه مهربان)

1397/3/2 8:02
نویسنده : یکی از ما
2,697 بازدید
اشتراک گذاری

 

«میهمانی ماه مهربان »

«جشن نیمه رمضان؛ میلاد امام حسن مجتبی(علیه السلام)»

رمضان 

الف- وجه تسمیه (چرا میهمانی ماه مهربان؟):

در حدیث داریم:«...خداوند از نور وجود امام حسن مجتبی(ع) ماه  و خورشید را آفرید.»

از ابعاد وجودی انسان، که خدای متعال در قرآن بیان فرموده است، کرامت انسان است . کرامت از ماده کَرُمَ، به معنای شرافت و شریف بودن است؛کریم اهل بیت (علیهم السلام)، امام حسن مجتبی (علیه السلام) می باشند، که «بنیاد سفینه » در نظر دارد کرامت و کریم بودن را با بازی و بیانی کودکانه و با روش علمی اصطلاحاEdutainment(سرگرم آموزی) از طریق سرگرمی، جذابیت، خلاقیت و تغییر نگرش و گرایش به میهمانان کوچک خود منتقل سازد.

 

کودکان در جشن

و از معیارهای کرامت ،نرم خویی و مهربانی است و فردکریم بر خلاف فرد لئیم، از خوراندن لذت می دهد؛پس با هم برسرسفره ی جود و بخشش کریم اهل بیت می نشینیم.تشویق

ب - وسایل مورد نیاز جهت برگزاری جشن:

1-ابزار نقاشی،2-روزنامه باطله،3-میز و پارچه و عروسک دستی برای نمایش عروسکی، 4-توپ رنگی ،چشم های کارتونی مخصوص و چسباندن روی حلقه، کاموا یا نخ کوبلن برای نمایش دست دسی ،5- نان، پنیر،سبزی(خرما)،کیسه فریزر و سفره یکبارمصرف،6-ماه های مقوایی به رنگ نقره ای و طلایی،7- شکلات.

ج- اعضاء برای برگزاری جشن با تعداد بالا:

16 مربی+ فیلم بردار+ عکاس.

د- سا ختار و چارت کلی کار:

1-پذیرش و بلوتوث

2-کشیدن نقاشی و فروش به نفع ایتام

3-ورود روزنامه ای

4-ایستگاه نمایش عروسکی

5- لی لی

6- تحویل گرفتن نان در داخل کیسه فریزر

7-ایستگاه نمایش دست دسی

8-تحویل خرما

9-حرکات کانگورویی (پرش)

10-ایستگاه نمایش خلاق

11-تحویل پنیر و درست کردن لقمه افطاری برای پدر و مادر

د-1- پذیرش و بلوتوث:

در ابتدا تعداد محدودی از کودکان (برای مثال: 10 نفر) پذیرش       می شوند بدین معنا که با خوشامد گویی وارد کارگاه  نقاشی می شوند.

کودکان در جشن2

والدین همان طور که منتظر کودک خود هستند می توانند داستان هایی که پیرامون زندگی امام حسن  مجتبی (علیه السلام) آماده شده است را از طریق بلوتوث دریافت کنند در حالی که زیر تابلوی « نون و پنیر و قصه» ایستاده اند: زیرا والدین قصه ها را دریافت می کنند و کودکان در حالی که نان و پنیر افطار پدر و مادر خود را درست می کنند،قصه ها و داستان های نمایشی می شنوند و می بینند وهمچنین هریک از نقاشی ها قصه ها و داستان های ویژه خود را  به همراه دارد.

و کودکان، در حالی که به میهمانی ماه مهربان امام حسن مجتبی(علیه السلام)، رفته اند ،کرامت و کریم بودن  در ضمیرخود نا آگاه آنان  حکاکی خواهد شد.( دوستان مشتاق می توانند  از طریق ایمیل، داستان های صوتی را دریافت کنند.)

همچنین، برای امکان ادامه ارتباط مادر و پدرها شماره تلفن همراه و ایمیل خودشان را در برگه هایی ثبت می کنند.

د-2-کشیدن نقاشی و فروش به نفع ایتام :

کشیدن نقاشی معمولا در هر کارگاه کودک، قابل رویت است ؛اما تفاوت بارزی که این بار وجود دارد، قرار است نقاشی های کودکان به پدر و مادر آن ها و خیرین فروخته شوند تا برای ایتام ارزاق مادی و معنوی رمضانی  تهیه شود ( و در جمع خصوصی تر و کمتر از بچه ها به جهت عملیاتی تر بودن به ایتام هدیه داده شود.) تا کودکان، با یتیم نوازی   و حس همدردی و کمک به هم نوع ،که از مصادیق کرامت می باشد به صورت عملی آشنا بشوند،زیرا که در حدیث در مورد  برآوردن حاجت دیگران که از معیار های  کرامت می باشد از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) داریم که :

عن علی(علیه السلام): «الکریم إذا ایسَرَ أسعف و إذا عسر خفَّفَ»؛  کریم کسی است که چون دستش (از نظر مالی) باز باشد، حاجت مردم را روا کند و چون تنگدست باشد، عطا را سبک و کمتر کند(و یکسره ترک نکند).

کودکان در جشن3

همچنین کودکان با «جود و بخشش » که از آثار کرامت می باشد به صورت عینی درگیر خواهند شد.در حدیث داریم که:
عن علی(
علیه السلام): الجود من کرم الطبیعة والمَنُّ مفسدةٌ للضیعة؛  جود از گرامی بودن خصلت و طبیعت سرچشمه می‌گیرد.
حضرت امام(ره) می‌فرماید:
باید دانست که انسان با علاقه‌مندی و محبت به مال و منال و زخارف دنیویه بزرگ شده است و تربیت گردیده، و این علاقه در اعماق قلب او جایگزین گردیده و منشأ بیشتر مفاسد اخلاقی و اعمالی، بلکه مفاسد دینی همین علاقه است... اگر انسان به واسطه صدقات و ایثار بر نفس این علاقه را بتواند سلب کند یا کم کند، البته قطع ماده فساد و جرثومه قبایح را کرده و طریق نیل به حصول معارف و انقطاع به عالم غیب و ملکوت و حصول ملکات فاضله و اخلاق کامله را برای خود مفتوح نموده است.

نقاشی کودکان در تابلویی که با ماه های نقره ای و طلایی آراسته شده اند به انظار عمومی تقدیم می گردند.

د-3-ورود روزنامه ای:

به هریک از میهمانان کوچک این میهمانی، دو برگ  روزنامه داده می شود، ابتدا کودک خم شده و یک برگ روزنامه را روی زمین گذاشته و در حالی که پاهایش را روی روزنامه اول است روزنامه دوم را روی زمین می گذارد تا بتواند به سمت جلو گام بردارد و اصطلاحاَ برای خود، مسیر و جاده ای را طراحی می کند. کودک این کار را ادامه می دهد تا به مکان اجرای نمایش عروسکی برسد.در حین حرکت او، مربیان با این شعر که ازلالایی های منسوب به حضرت زهرا (سلام الله علیها)   برای امام حسن (علیه السلام) است، کودکان را همراهی می کنند:

 

مثل پدر باش ای حسن

ازحق دفاع کن ای حسن

عبد خدای مهربان

دوستی نکن با دشمنان

دوستی نکن با بد سخن

(اشبه اباک یا حسن، واخلع عن الحق الرسن، واعبد الها ذا المنن، ولا توال ذالاحن: حسن جان! مانند پدرت علی باش و ریسمان را از گردن حق بردار و خدای احسان کننده را پرستش کن و با افراد بد خواه و کینه توز دوستی مکن.)

ورود روزنامه ای

کودک در این بازی، علاوه بر تمرین تحمل و بردباری که از معیارهای کرامت می باشد با همنشینی شعر زیبا پیرامون امام حسن مجتبی(علیه السلام) خود را مانوس تر و نزدیک تر به امام خود ،حس خواهد کرد.

همان گونه که بیان شد از نگاه روایات، صبر و شکیبایی از دیگر مصادیق کرامت است:
عن علی(
علیه السلام): الکرم حسن الاصطبار؛  بزرگواری و کرم ،به نیکویی صبر و شکیبایی است.

د-4-ایستگاه نمایش عروسکی:

موضوع نمایش ؛احترام به والدین:

یکی دیگر از معیار های کرامت، احترام  ونیکی کردن به والدین است، که قرار هست در این جشن  به شدت برجسته باشد  و تاثیر خودش را ان شاء الله  در فکر و ذهن میهمانان ظاهراً کوچک و باطناً بزرگ  این میزبان کریم و عظیم، بگذارد.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند:«و بِرّ الوالدین من کرم الطبیعة»؛  «از کرامت و داشتن طبع کریم ،آن است که به پدر و مادر نیکی کنید.»

شخصیت ها: مامان منظر، نخودچی، بابا کریم، بی بی گل و بابا حاجی،مربی.

عروسک ها: مامان منظر، نخودچی، بابا کریم.(وجود میز بلند، جهت پنهان شدن عروسک گردان ها ضروری است.)

و اما نمایش:

نمایش عروسکی

بی بی گل و بابا حاجی ، مادر بزرگ و پدر بزرگ  نخودچی هستند که حال ندار و مریض احوالند.مامان منظر نگران و پریشان وارد صحنه شده و نخودچی را صدا می زند:

مامان منظر:نخودچی! نخودچی مادر!

نخودچی:بله!

مامان منظر:مادرجون، پاشو لگو هات را جمع کن. الآن بابا کریم میاد خونه ، که بریم خونه بی بی گل!

نخودچی: ( در حالی که خوشحالی و شلوغ کاری می کند:) آخ جون و آخ  جون(2)

 

مامان منظر:ای وای پسرم! اما نباید اون جا سر و صدا کنی ها! واسه میهمانی و بازی نمی ریم!

نخودچی: ببخشیدا، پس واسه چی میریم؟

مامان منظر:پسر گلم، بی بی گل و بابا حاجی مریض شدن! من و بابا کریم تصمیم گرفتیم بریم و ازشون مراقبت کنیم!

نخودچی: واسه چی شما؟

(بابا کریم از سرکار به خونه میرسد:)

بابا کریم: منظر خانم، منظر خانم!

مامان منظر: بله!آقا! خوش اومدین!بفرما!

بابا کریم: سلام! خسته نباشین، حاضرین که بریم؟

مامان منظر:بله، آقا بریم، اما اول بگو حال بی بی گل و بابا حاجی چه طوره؟

بابا کریم: (با ناراحتی) مامان منظر، بی بی گل خیلی ضعیف شده، بابا حاجی هم پاهاشون خیلی درد می کنه!

مامان منظر: الهی بمیرم! خداجون خودت رحم کن!می گما چه طوره بریم دنبالشون و همین جا ازشون مراقبت کنیم، این جوری خیالمون راحت تره؟

بابا کریم: فکر خیلی خوبیه!خانوم! تا من میرم، ماشینو روشن کنم شما هم بیاین!

مامان منظر:نخودچی مادر!

نخودچی:بله!

مامان منظر: ما می ریم بی بی گل و بابا حاجی رو بیاریم اینجا.شما هم همین جا با بچه ها که اومدن توی جشن امام حسن(ع) بازی کن تا ما بیاییم!

نخودچی:آخ جون بی بی گل و بابا حاجی، آخ جون بازی! اما چه بازی؟

مامان منظر:نمی دونم عزیزم، ولی آخرش به یه گنج بزرگ که توی دل همه آدم هاست می رسین!

نخودچی:گنج بزرگ! آخ جون گنج! حالا چی هست اون گنجه؟

مامان منظر:إوا مادر ،نمی دونم!ولی از امام حسن (ع) می تونید یاد بگیرید. من دیگه برم ،بابا پایین منتظره!

نخودچی: باشه مامانی ،خداحافظ ، زود برگردینا! بچه ها بریم بازی!

مربی:(با بچه ها خوش  و بش کرده وسپس مراحل بازی را توضیح می دهد:) بچه ها بایستی به صورت لی لی به سمت ایستگاه نمایش دست دسی بروند و نان خود را که داخل کیسه های فریزر قرار دارند را تحویل بگیرند، در این حین مربی این شعر را زمزمه می کند:

از راه دور با شادی     با اون دلای کوچک   همه می گیم: امام حسن    تولدتون مبارک!

بعد از این که بچه ها به ایستگاه نمایش دست دسی رسیدند با صدای نخودچی رویشان را به سمت او برمی گردانند:

نخودچی: خانم! ببخشید! پس، این گنجی که می گفتید، کو؟

مربی: گنج تو دستای مهربونتونه دیگه، عزیزم!

نمایش عروسکی2

نخودچی: ولی تو دستای منو و بچه ها که نون ِ ، خانوم.

مربی: عزیزم شما توی این بازی و مراحل بعدی برای این که واسه افطار مامان و بابای گلتون نون و پنیر آماده کنید تا هم در ثواب افطاری دادن سهیم باشید و هم یه کوچولو زحماتشان را جبران کرده باشید، تلاش کردید؛ و حالا هم به «گنج کرامت» رسیدید. احترام و نیکی به پدر و مادر، یکی از گنج های کرامت و مهربانیه که توی دل ما پنهانه!

نخودچی: پس واسه همینه که بابا کریم و مامان منظر می خوان از بی بی گل و بابا حاجی مراقبت کنند! چقدر اونا کریمنند!

من هم می رم کمکشون کنم تا گنج های دلم از کرامت برق بزنه!

د- 5-6-7-لی لی،تحویل گرفتن نان ،ایستگاه نمایش دست دسی :

  همان طورکه بیان شد ،بچه ها بایستی به صورت لی لی به سمت ایستگاه نمایش دست دسی بروند و نان خود را که داخل کیسه های فریزر قرار دارند را تحویل بگیرند؛ بازی و فعالیت های نشاط آور جسمی سبب گشاده رویی در کودکان میشو د یکی از معیار های کرامت « گشاده رویی » است.حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
«یُستَدَلُّ علی کرم الرجل بحُسنِ بشره وبذل بِرّه»؛  بر کرم مرد، به خوشرویی او و بذل احسانش استدلال می‌شود.

واما ایستگاه نمایش دست دسی:

هدف نمایش :

قرار است مربیان تنها با دستان خود که با چشمان عروسکی و کاموا تزیین کرده اند گشاده رویی، احترام و نیکی به پدر ومادررا  که از معیار های کرامت می باشند را با  بچه ها تمرین کنند و همچنین جود و بخشش را،که از آثار کرامت می باشد. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند:
عن علی(
علیه السلام): الجود من کرم الطبیعة والمَنُّ مفسدةٌ للضیعة؛  جود از گرامی بودن خصلت و طبیعت سرچشمه می‌گیرد.

نمایش دست دسی

شخصیت ها:

مامان دست دسی، دست دسی مهربون، دست دسی عجول.(که دو تا مربی می توانند این نمایش را به اجرا در آورند.)

ابزار کار:کاموا برای مو،چشم عروسکی روی حلقه،توپ های رنگی و شکلات.

نمایش دست دسی:

مامان دست دسی:مامان جونی ها! امروز روز جشنه ! روز شادیه! بیایین وا سه بچه ها شکلات بپاشین !

دست دسی عجول: نمی خوام بدم !

دست دسی مهربون: چشم ، مامان دست دسی جونم!(او مادرش را می بوسد.) بچه ها بفرمایید شکلات! مامان دست دسی حالا چی کار کنیم؟!

مامان دست دسی:بیا،این توپ های رنگی رو هم بیندازید  تا بچه ها بازی کنند.

دست دسی مهربون: چشم ، مامان دست دسی جونم!بچه ها از ته دل بخندید،آهان بگیر، این یکی از مال شما.

مامان دست دسی: دست دسی عجول، پسرم بیا  شما هم بینداز!

دست دسی عجول: نمی خوام! نمی خوام بدم !

مامان دست دسی:ای خدای مهربون! دست دسی مهربون، خیلی به من احترام می گذاره و زود حرفامو گوش می کنه!گنج کرامت، تو دلش برق می زنه!خدای مهربون به پهنای آسمون بهش بزرگی واحترام بده!

مامان دست دسی:راستی بچه ها، شما  از بین دو تا بچه ی من کدوم رو بیشتر دوس دارین؟

بله !  من هم از دست دسی مهربون: خیلی راضی ام! واسه همین هم خدا کاری کرده که همه اونو دوست داشته باشن! آخه اون با همین احترام و نیکی به پدر ومادر به گنج کرامت رسیده!شما هم برید دنبال گنج کرامت دلتون!پاشید گل های قشنگ،برید ایستگاه بعدی!

د-8-9-10تحویل خرما،حرکات کانگورویی (پرش)،ایستگاه نمایش خلاق:

پس از گرفتن خرما، بچه ها با پرش های بلند و تکرار شعر های قبلی توسط مربیان به ایستگاه نمایش خلاق می رسند:در این ایستگاه قرار است خود بچه ها به کمک مربیان نقش بازی کنند:

نقش ها:پدر، مادر و بچه

کلیت نمایش :کلیت نمایش به شرح ذیل است که هریک ازکودکان با توجه به خلاقیت و بداهه گویی خود نمایش را پیش به جلو می برد:

کودک و سفینه

(کودک به روحانی مسجدشان علاقه مند بود وهر روز ظهر به مسجد می رفت. مادر منتظر فرزند دانشمند و عاقل خودش بود که از مسجد بیاید و حرف های زیبایی را که یاد گرفته بود را برای مادر بازگو کند.

آن روز که فرزند به منزل باز میگشت، مادر برای او جایگاهی مثل منبر درست کرده بود، تا فرزند در آن جایگاه ،مطالبی را که با جان و دل یاد گرفته بود را بازگو کند.

پس از حال و احوال پرسی، و خوشحالی، فرزند به بالای جایگاه رفت و گفت:

من امروز کلامی از پیامبر مهربونم یاد گرفتم:

من ارضی والدیه فقد ارضی الله(قسمت عربی و شعر را مربی می گوید)

هرکس، پدر و مادرش را خشنود کند،خدا را خشنود کرده است.(کنز العمال،ج16،ص470)

راضی و خشنود کنیم   هم بابا هم مامان رو    تا این که خشنود کنیم         خدای مهربون رو

بابای خانواده آمدند و گفتند امروز یه حدیث زیبایی آقای روحانی مسجد گفتند که مادر، قبل از پدر حدیث را بیان میکنند و پدر متعجب می شود.

بابا:شما از کجا میدونید؟شما که امروز به مسجد نیومده بودید؟

مادر:دختر(پسر) گلم برایم تعریف کرده.

پدر بسیار خوشحال و مشتاق می شود و دلش می خواهد او هم نحوه بیان کودک خود را ببیند ولی برای این که فرزند خجالت نکشد قرار می شود فردا پدر در مکانی پنهان شود.

فردا ظهر مثل همیشه که فرزند می خواست به بیان  مطالب بپردازد برایش مقدور نبود وقتی مادر علت را جویا می شود فرزند پاسخ می دهد: بزرگواری ،حضور دارد.در این هنگام پدر آمده و فرزند خود را در آغوش می گیرد و فرزند به بیان مطالبی که یاد گرفته بود می پردازد.)

بعد از اجرا، مربی توضیح خواهد آن فرزند دانشمند،امام حسن مجتبی (علیه السلام) بودند و مادر مهربانشان، حضرت زهرا(سلام الله علیها) و پدر بزرگوارشان، امام علی (علیه السلام) و شخص روحانی هم، پیامبر اکرم که بچه ها به صورت نمادین و تمثیلی آن را اجرا کردند.

د-11-تحویل پنیر و درست کردن لقمه افطاری برای پدر و مادر:

نان و پنیر

در مرحله آخر،کودکان پس از تحویل پنیر، روی میزهایی که به این منظور آماده شده است لقمه های افطاری پدر و مادر خود را آماده می کنند تا هم در ثواب افطاری دادن سهیم باشند و هم ،بار دیگر این حدیث در گوش جانشان زمزمه شود:

امام علی(علیه السلام) فرمودند: «لَذَّةُ الْكِرامِ فِى الاْطْعامِ، و لَذَّةُ اللِّئامِ فِى الطَّعامِ؛ لَذّت كريمان در خوراندن است و لذّت لئيمان در خوردن.»

و این که : «الکریم یشکر القلیل واللئیم یکفر الجزیل»؛  شخص کریم به عطای کم هم شکر می‌گذارد و شخص پست، زیاد را هم کفران می‌کند.(امام علی(علیه السلام)).

جمع بندی:

معیارهای کرامت بسیار اند که «بنیاد سفینه » بعضی از آن ها را متناسب با سن کودکان انتخاب نموده و با روش سرگرم آموزی به کودکان منتقل سا خته است که آن ها عبارتند از:
1-صبر و شکیبایی ،2- شاکر بودن ، 3-گشاده¬رو بودن، 4- نیکی کردن به والدین

آثار کرامت نیز متعدد می باشند که «بنیاد سفینه»  سعی بر آن داشته که «جود و بخشش » را به مخاطب کوچک خود آموزش دهد:
عن علی(
علیه السلام): الجود من کرم الطبیعة والمَنُّ مفسدةٌ للضیعة؛  جود از گرامی بودن خصلت و طبیعت سرچشمه می‌گیرد.

شبکه سحر



از راه های تحصیل کرامت نیز استقامت ورزیدن در کارها  است که برای طی کردن تمامی مراحل این میهمانی ، نیازمند استقامت ورزیدن کودکان بودیم:
عن علی(
علیه السلام): علیک بمنهج الاستقامة فإنّه یکسبک الکرامة ویکفیک الملامة؛  بر تو باد روش استقامت در کارها؛ به درستی که استقامت در امور موجب تحصیل کرامت و سبب بازداشتن از ملامت می‌شود.

مالکیت معنوی پروژه متعلق به « بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» می باشد، تهیه و تنظیم متن: مرثا نورانی

(منبع  احادیث :مقاله« معیار کرامت انسان در قرآن و روایات »، نوشته: احمد صادقیان)

کودکان و سفینه

باز نشر: وب سایت سفینه

پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد