سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول38(پیامبر و کودکان (3))

1396/9/15 12:33
نویسنده : یکی از ما
3,111 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همراهان خوب و همیشگی

اگر به خاطر داشته باشید در پست های گذشته چهار نکته از نکات سیره ی نبوی را با شرح و تفصیل تقدیم شما عزیزان نمودیم

امروز نیز به تفصیل دو نکته ی آخر می پردازیم

امیدوارم  به یاری خدا این نکات در زندگی و در برنامه های تربیتی کودکان مفید، کاربردی و مؤثر باشه.

5.  توجه به بهداشت روانی كودكان

 در مباحث روانشناسی عمومی، در بخش «یادگیری، حافظه و فراموشی» به عوامل تأثیرگذار بر رشد بدن و حافظه پرداخته می شود و یادآوری می كنند كه یكی از مهمترین عوامل اختلال در حواس و حافظه كودكان و مانع جدی از رشد استعدادهای آنان، و بلكه عامل عقب ماندگی ذهنی، محرومیت از بهداشت روانی است. كودك به هر علت آرامش روان خود را از دست دهد، بخشی از فعالیت های مغز وی كه تنظیم كننده رشد ذهنی اوست مختل و آینده وی دچار مخاطره می شود. مشكلات خانوادگی، فقر، بد رفتاری والدین با یكدیگر و با فرزندان، خشونت، تأكید بی اندازه بر رعایت نظم و مقررات و    ترس های موهوم، همه عواملی است كه روان كودك را نابسامان می نماید. 

 اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هر صبحگاه كه از خواب برمی خیزد و دست نوازش بر سر فرزندان و نوادگانش می كشد، این رفتار از هر هدیه برای كودك مناسب تر است و ما به درستی نمی توانیم تأثیر عمیق این رفتار ساده را لمس كنیم. كودكی كه در آغاز صبح از چنین نوازشی بهره مند شود احساس آرامش، امنیت، پذیرفتگی، امید و شادی می كند. اطمینان می یابد كه وجودش در خانه زاید نیست. جایگاهش نزد والدین شناخته شده و محفوظ و مورد توجه است. 

روانشناسان معتقدند بهره مندی از محبت والدین در ماه های آغاز طفولیت و آغاز هر روز، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تأمین بهداشت روانی كودك است. كودكی كه از مهر و محبت پدر و مادر برخوردار است، نگرش مطلوبی نسبت به خود می یابد و روابط سالم تر و پذیرفته تری با دیگران برقرار می كند. و ترس های موهوم و بی پایه را كه مانع شكوفایی استعدادهای اوست، از وی دور می سازد.

6. مهرورزی، مهم ترین ابزار تربیت

زمانی كه آهن، نرم و گداخته شود به هر صورت كه بخواهیم شكل می پذیرد. «مهر ورزی» به افراد -به ویژه كودكان- همان حرارتی است كه افراد را نرم، تسلیم و گوش به فرمان می سازد.

تربیت نوعی كوشش برای نفوذ در ناخودآگاه افراد است. رنج و اندوه ها، آرزوها، شكست ها و گفته های ناگفته، پیوسته در ضمیر ناخودآگاه جای می گیرند. پیرامون این ضمیر، مأمورانی آماده به خدمت وجود دارند كه مانع از نفوذ دیگران بدان می شوند. از طرفی تا فردی به درون آن راه نیابد نمی تواند به اسرار آن پی ببرد و راه حلی برای مشكل آن ارائه كند.

پدر و مادری كه ابزار نفوذ به ناخودآگاه فرزندان خود را نشناخته و شیوه ورود به آن را ندانند هیچ گاه نخواهند توانست ارتباط صمیمی با ایشان برقرار سازند؛ دردهایشان را بشناسند و درمان كند.

«مهرورزی به كودك» از مهم ترین ابزار نفوذ به ضمیر ناخودآگاه اوست. زمانی كه فردی به كودك محبت و مهربانی می كند، قلب او را در اختیار می گیرد و آرام آرام می تواند از رنج هایش آگاه شود و راه درمانش را شناسایی و دنبال نماید.

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: از همان كودكی، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از پدرم برگرفت و من شریك آب و نان او شدم و پیوسته مونس و هم سخن وی بودم... او مرا در كنار خود می نشانید و بر سینه خویش جای می داد و در بسترش [كنار خود] می خوابانید، به طوری كه تنم را به تن خویش می چسبانید و بوی خوش خود را به مشامم می رساند.

من پیوسته در پی او روان بودم، مانند بچه در پی مادر، هر روز برای من از اخلاق خود نمونه ای آشكار می ساخت و مرا به پیروی از آن وا می داشت. در سال [چند روزی را] در غار حرا خلوت می گزید. من او را می دیدم و جز من كسی او را نمی دید... او مرا از كودكی در دامن خود پروراند و... هزینه زندگی مرا بر عهده گرفت. در هر صبح و شام یك نشست خصوصی با او داشتم كه در آن احدی جز من و او شركت نمی كرد. در این اوقات، من با او بودم و هر جا كه او می رفت و از هر دری كه سخن می گفت، من با او همراه و هماهنگ بودم.

نیز در همین باره می نویسد: زمانی كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) كودكان انصار را می دید بر سر آنان دست می كشید و به آنان سلام می كرد و دعایشان می فرمود. روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از راهی می گذشت كه كودكان بازی می كردند. چون نگاهش به یكی از آن ها افتاد نزد او نشست و پیشانی او را بوسید و به وی محبت نمود... و فرمود: روزی دیدم این كودك با فرزندم حسین بازی می كند و خاك های زیر پای حسین را بر می دارد و به صورت خود می مالد. چون او از دوستان حسین است من هم او را دوست دارم.

گاه می شد كودكی را نزد آن حضرت می آوردند و او در دامن حضرت، خود را خیس می كرد. اطرافیان با پرخاش به كودك می كوشیدند از كار او جلوگیری كنند و وی را از دامن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جدا سازند، كه آن حضرت آنان را از این كار باز می داشت و می فرمود: با تندی از ادرار كردن كودك جلوگیری نكنید. سپس كودك را به حال خود رها می كرد تا حاجتش برآورده شود. آنگاه خود می رفت و لباسش را تطهیر می كرد.

روزی آن حضرت با گروهی از مردم نماز جماعت می خواند. در هنگام سجده، حسین (علیه السلام) كه كودكی خردسال بود، بر پشت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می نشست و پاهایش را حركت می داد. وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سر از سجده بر می داشت او را می گرفت و كنار خود روی زمین می گذاشت و در سجده دیگر این رفتار حسین (علیه السلام) و آن حضرت تكرار می شد. فردی یهودی كه شاهد این صحنه بود پس از نماز به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: با كودكان خود طوری رفتار می كنید كه ما هرگز رفتار نكرده ایم. حضرت فرمود: اگر شما به خدا و فرستاده او ایمان داشتید با كودكان خود مهربان بودید. آن مرد پس از مشاهده آن رفتار و شنیدن این سخن، مسلمان شد.

تهیه و تنظیم: ساجده طالبی

برگرفته از سایت: http://lalay.ir

پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد