سفینه

کوچولو عیدت مبارک(14)(جشن میلاد سه نور)

1398/1/20 14:22
نویسنده : یکی از ما
2,102 بازدید
اشتراک گذاری

 

هورادر ابتدا گلدونه با بچه ها سلام و احوالپرسی میکند و بعد از تبریک عید شروع میکند به خوردن شکلات و اجیل و نقل های روی میز , تند و تند می خورد و دو سه تا از پوست شکلات ها را هم روی زمین میریزد, صدای مجری از پشت صحنه می اید که می گوید خب شروع کنیم..... گلدونه باشنیدن این صدا سریع به پشت دکور می رود و مخفی می شود, مجری وارد صحنه شده و بعد از بسم الله گفتن و خواندن شعر سلام شروع به احوالپرسی و تبریک عید میکند و می گوید:

بچه ها ماه شعبان اومده, ماه شادی اومده, ما توی این ماه کلللللی تولد دارین, الانم اومدیم اینجا جشن بگیریم, کلی هم شکلات و خوراکی های خوشمزه گذاشتیم رو میز تا از همتون پذیرایی کنیم...ااااا این پوست شکلات هارو ببینید, اینارو کی ریخته اینجا, اهان فک کنم فهمیده باشم, و شروع می کند به گشتن دنبال گلدونه, گلدونه هم به بچه ها اشاره می کند که هییییس هیچی نگویید.



یهو یک بادکنک که پشت دکور هست می ترکد و مجری متوجه مخفیگاه گلدونه می شود, به بچه ها اشاره می کند هییییس, و یواشکی به گلدونه نزدیک می شود و او را قلقلک می دهد, گلدونه هم که خیییلی قلقلکی خنده کنان ریسه می رود و روی صحنه قل می خورد, مجری دست از قلقلک بر می دارد, ولی او همچنان در حال خندیدن است.
مجری: من که دیگه اینور وایسادم چرا می خندی؟
گلدونه: اوا راست میگیدا ههههه!!


بعد مجری راجع به خوردن شکلات ها از گلدونه پرس و جو می کند و چند جمله ای در تقبیح زباله ریختن و مسواک نزدن بین انها رد و بدل می شود.
مجری می گوید حالا زباله ها رابردار تا بگویم اصلا این شکلات ها برای چی اینجا بود, ما امروز اینجا جشن داریم, چون کللللی تولد داریم.
گلدونه؟ کلللللی؟
مجری: بله, کلی, می خواهی بدونی تولد کیاست؟
گلدونه: بله بله خیلی دوست دارم بدونم
مجری:بچه ها شما هم دوست دارید بدونید؟


بچه ها :بععععععله
مجری خب پس نیگم, فقط باید قول بدهید دست بزنید و خوشگل جواب من رو بدهید.
مجری شروع به خواندن می کنید:
بادکنک آی بادکنک   تولد آی تولد
بچه ها و گلدونه: تولد کی هستش
مجری:تولد امام حسین جون هستش
امام سوم ما, دوست همه بچه ها
بچه ها:امام سوم ما دوست همه بچه ها
بادکنک آی بادکنک    تولد آی تولد
بچه ها:تولد کی هستش
مجری: تولد حضرت عباس هستش, علمدار کربلا, دوست همه بچه ها
بچه ها:علمدار کربلا, دوست همه بچه ها
بادکنک آی بادکنک    تولد آی تولد
بچه ها: تولد کی هستش
مجری:تولد امام سجاد جون هستش
امام چهارم ما, دوست همه بچه ها
بچه ها:امام چهارم ما, دوست همه بچه ها


مجری همزمان با خواندن این شعر موقع گفتن نام امام حسین دستش را به نشانه عدد سه بالا می اورد, موقع گفتن علمدار کربلا دو دستش را مثل پهلوان ها بالا می اورد و موقع خواندن نام امام سجاد دست خود را با چهار انگشت بالا می آورد, بعد از دو بار خواندن شعر که بچه ها کمی یاد گرفتن دلیل ان ادا هایی که موقع شعر خواندن در اورده بود هم برای بچه ها توضیح می دهد و حتی چند بار اونهارو تکرار میکند و بچه ها باید جواب بدهند مثلا این ادای عدد چهار مربوط به چه کسی بود,
مجری می خواند: آی بازی بازی بازی ,با دوستای هم بازی, زود باش بگو چه بازی
گلدونه:چه بازی چه بازی
مجری:الان میگم چه بازی, بچه ها دو گروه می شوند , یک گروه بچه های کوچکتر و گلدونه و بعضی مادر ها
یک گروه هم مجری و بچه های بزرگتر,
روبروی هم می ایستند و به سبک بازی سلام سلام خاله بزغاله شعر بالا رو می خونند و عقب و جلو می روند.
بازی بعدی فشفشه بازی است.


بعد از اون مجری برای بچه ها چند بیتی شعر می خواند و انها دست میزنند و قسمت های نام امام حسین و حضرت عباس و امام سجاد رو جواب می دهند.
بعد مجری برای بچه ها قصه امام سجاد و دخترک مریض را تعریف می کتد, بچه ها در حین قصه باید, به اداهایی که مجری در می اورد دقت می کردند و همزمان با مجری تکرار می کردند, مثلا وقتی مجری دو دستش را زیر سرش می گذاشت و می گفت دخترک اراااام خوابید, همه بچه ها اینکار را تکرار می کردند.
بعد بچه ها گلوله بازی کردند و حسابی بالا و پایین پریدند, و وقتی مجری می گفت یا حسین همه باید بی حرکت می شدند.
بعد مجری توضیح می دهد که امام سجاد خیلی اهل عبادت و نماز بود و بعد همه با هم کاردستی جانماز رو درست می کنند.
بازی بعدی رشته به رشته بازی بود.


بعد از اون مجری یک مسابقه برگزار کرد, که بچه ها باید حواسشون رو جمع می کردند که موقع گفتن سلام بر حسین دستشون رو بگذارند روی سینه, موقع گفتن یا صاحب الزمان دستشون رو بگذارند روی سر, موقع گفتن بابا جون دستشون رو بوس کنند و موقع گفتن مامان جون دستشان را به حالت آغوش در بیاورند, البته مجری قبل شروع مسابقه دلیل این حرکات رو هم توضیح می دهد.

تشویقدر آخر مجری به همه بچه ها خرس بادکنکی هدیه می دهد. و جشن ما با جمله دست علی یارتون خدا نگهدارتون با پایین می رسد.

کاری از گروه کودکانه ی «شیعه کوچولو» در حسینیه سید الشهدای صادقیه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (1)
نرم افزار حسابداري
25 اردیبهشت 95 11:58
ممنون از مطالب خوبي که به اشتراک ميگذاريد، به وبلاتون علاقه مند شدم و باز هم سر ميزنم
1

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد