سفینه

یا علی مولا 9 (گزارش جشن میلاد امام علی (علیه السلام))

1397/12/22 14:51
نویسنده : یکی از ما
1,518 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

مجری اینگونه آغاز می کند:

بسم الله الرحمن الرحیم
کارهای ما شروع میشه   
با نام خدا جون همیشه
به ما میده هر چی بخوایم
مهربونیش کم نمیشه

 

(همزمان با خواندن این بیت, کاراکتر آقای جد ( پدر پدر پدر بزرگ) هم وارد مجلس می شود ولی پشت مجری می ایستد که مثلا مجری متوجه حضور او نشده است . و برای بچه ها شکلک سلام کردن و بوس فرستادن و ... در می آورد.)
مجری ادامه میدهد: سلام میدم تا که دلم وا بشه     روی لبام شکوفه پیدا بشه

سلام به گل , به غنچه ها (بچه ها با کمک ادایی که آقای جد در می آورد جواب سلام مجری را میدهند)

سلام من به بچه ها, بچه ها: سلللام
سلام سلام همگی سلام
هزار و سیصد تا سلام, بچه ها: سلام
مجری بی توجه به حضور آقای جد  ادامه می دهد:حالتون خوبه بچه ها
بچه ها: بعله 
مجری: خوش اومدین خوش اومدین (همزمان آقای جد از پشت شکلک در می آورد و با سبیلش ور می رود تا بچه ها بخندند.)

 


 

مجری: اوا نخندید, به چی می خندید بچه ها! 
آقای جَد با دست اشاره می کند: هیس! که بچه ها از حضور او به مجری چیزی نگویند.
مجری:می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه شادی اومده , ماه رجب اومده...
(آقای 
جَد وسط حرف مجری, سر به سر مجری می گذارد و هی شانه او را قلقلک میدهد و مجری این بار متوجه حضور ایشون می شود و کمی جا می خورد و می ترسد.)
مجری: اوا شما کی هستید, اینجا چه می کنید؟ 
آقای جَد: سلام علیکم , مخلص شما آقای جدتون یعنی، پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگتون
مجری:اِ چه جالب من نه اینکه هیچ وقت شما رو ندیدم و عکستون رو هم ندیدم نشناختمتون ببخشید. به به, اقای جَد یا همون 
پدرِ پدرِ پدرِپدرِ پدربزرگ اومده, همگی به افتخار ایشون جیغ و دست و هوراااااا.....

 


مجری: خب آقای جَد یا همون.........واسه چی اومدین تو مهد ما؟ 
آقای جد: خب من فهمیدم اینجا جشن روز پدر گرفتید , منم گفتم منم که پدر زحمتکشی بودم بیام تو جشنتون  بلکه یک کادویی چیزی به منم بدهید...
مجری: بله, بله, حتما, من الان به شما یک شاخه گل زیبا هدیه می دهم, بفرمایید....

آقای جَد: بله, خواهش می کنم, خواهش می کنم. زحمت کشیدید, من خیلی بابای خوبی بودم, به افتخار خودم یک دست بلند بزنید....
آقای جد ادامه می دهد: بچه ها شما هم باباهاتونو دوست دارید؟ بهشون احترام می گذارید؟ حرفشون رو گوش می دهید؟ دلشونو که نمی شکونید, روز پدر به باباهاتون تبریک گفتید؟ بچه ها: بعععععله
مجری: خب  
آقای جد یا همون......... خوب گوش بدین, بچه ها شما هم خوب گوش بدهید, می دونید چرا به امروز می گویند روز پدر؟ 
جد و بچه ها: نخیر

 


مجری:چون امروز تولد بهترین بابای دنیاست.
آقای جد به خودش میگیرد و قیافه می گیرد و با سبیلش ور می رود: منو میگی؟ امروز که تولد من نیست.
مجری: نخیر, نخیر, شما رو نمی گم, اون بابایی که من میگم از هممممه بابا ها بهتر و مهربونتره, خدا هم خییییلی دوستش داره, اون بابا بابای هممممه ماهاست, حضرت علی (
علیه السلام)
مجری ادامه می دهد: 
آقای جد یا همون.........من داشتم همینو به بچه ها میگفتم که شما یهو وارد شدی و حرف منو قطع کردی , داشتم می گفتم ماه رجب اومده, ماه رجب ماه عید ما مسلموناست....

 


آقای جد: چرااااا؟؟؟!!!!
مجری:چون ما توی این ماه کللللللی تولد داریم.
آقای جد: کلللللی؟؟!!
مجری, بله, کلی!
جد: خب تولد کیاست؟ 
مجری:الان میگم, بچه ها شما می دونید؟ 
مجری با کمک بچه ها میگوید: تولد امام محمد باقر(علیه السلام) امام پنجم, تولد امام جواد(
علیه السلام) امام نهم, تولد حضرت علی اصغر( نی نی کوچولو کربلا) , تولد حضرت علی(علیه السلام) که روز پدرم هست (همزمان بچه ها و آقای جد جیغ و دست و هورا می زنند) و عید مبعث.
خب بچه ها , حالا که جشنه، اول یه بازی بکنیم تا سر حال بشویم.
آقای جد: به به, بازی...
مجری:آی بازی بازی بازی
با دوستای همبازی
زود باش بگو چه بازی
آقای جد:چه بازی, چه بازی

 


مجری:الان میگم چه بازی, فشفشه بازی, چون امروز جشنه و قراره شاد باشیم.
فشفشه بازی هم که بلدید بچه ها, آقای
جد یا همون......... شما هم نگاه کنید تا خوب یاد بگیرید.
مجری و بچه ها سه ضرب دست می زنند و انگشت اشاره را به یک سمتی می برند و می گویند فییییش, دوباره دست و فیش در جهتی دیگر, در مرتبه چهارم دست را در چهار جهت فیش می کنند و بعد دستشان رو به بالا می برند و می پرند و می گویند بوووووومب, این بازی دو سه بار به صورت همگانی اجرا می شود تا انرژی بچه ها تخیله شود, بچه ها معمولا این بازی را خیلی دوست دارند.
در آخرین باری که دستشان را بومب بالا می اورند, مجری می گوید:
خب حالا که دستتون بالاست, همینجوری بالا نگه دارید و بعد دست می زنند و می خواند:


مولا   مولا   علی    علی   مولا(۴)

بازم پر از شعفه, همه دنیا سراسر


می باره از اسمون شکوفه معطر(۲)
پیچیده باز همه جا علی علی یا حیدر
علی علی, یا علی علی علی یا حیدر(۲)


حیدر حیدر حیدر سرود بارونه
حیدر حیدر حیدر رو لب خندونه
مولا    مولا   علی    علی   مولا(۴)

 

 

مجری: خب بچه ها همه بنشینید, بازی فعلا بسه, بعدا دوباره بازی می کنیم. الان همه راحت بنشینید می خواهم قصه تولد علی مولا (ع) رو براتون بگم,هر کس ساکت بنشیند در آخر بهش جایزه بابا بادکنکی می دهیم.
*قصه:مجری قصه ولادت علی مولا و شکافته شدن کعبه را به صورت مصور تعریف می کند. و در ابتدا هم کعبه را به همراه عکس به بچه ها معرفی می کند.

در انتهای قصه : قصه ما به سر رسید, فاطمه بنت اسد به خونش رسید.


بالا رفتیم علی مولا 
پایین اومدیم علی مولا
به هر کجا که رسیدیم بازم علی مولا
الهی که خدا هممونو بکنه یار علی مولا

 

مرحله بعدی:با خواندن شعر آی بازی بازی بازی, بازی کوچولو بچرخ را انجام می دهند و فعالیت ها را تکرار می کنند:

کوچولو بچرخ می چرخم

دور علی می چرخم
کوچولو بشین می شینم
عشق علیه دینم
کوچولو پاشو پا میشم 
فدای مولا میشم
کوچولو بایست می ایستم 
بدون که تنها نیستم
دست علی یارمه
خدا نگه دارمه(۲) 

 


 

 مرحله مسابقه: بچه ها به دو گروه حیدر و مولا علی گروه بندی می شوند و برای ملموس کردن گروه ها به گردن آنها دو مدل کارت گل آویخته می شود, و شعر حیدریم حیدریم, عاشق مولا علیم, با آنها تمرین می شود تا برای تشویق هم گروهی های خود بخوانند. 

بعد از هر گروه سنی دو نفر برای اجرای مسابقه می آیند.(از هر دو گروه حیدر و مولا علی)

 


•گروه سه تا چهار ساله ها:بازی کعبه (تعدادی کعبه که در اندازه های مختلف آماده شده را به آن ها می دهیم تا به ترتیب اندازه بچینند.)


•گروه چهار تا پنج ساله ها:در ظرفی اشکال مختلف ماکارونی ریخته و آنها باید پنج عدد از شکل مورد نظر را پیدا کنند.


•گروه پنج تا شش ساله ها:پیدا کردن سایه ها, شکل حیوان مورد نظر به آن ها داده می شود تا از بین سایه های تلقی, سایه آن شکل را پیدا کنند.


بعد از اتمام مسابقه به همه بچه ها هدیه بابا بادکنکی داده شد.
خداحافظی:دست علی یارتون, خدا نگه دارتون

کاری از گروه کودکانه شیعه کوچولو در مهد قرآنی ندای آسمانی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد