سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

بانوی بی نشونه 13 (تسبیح بارونی «قسمت دوم»)

1396/11/24 6:18
نویسنده : یکی از ما
1,206 بازدید
اشتراک گذاری

 

پشمولک اونقدر هیجان زده بود که تا صبح خوابش نبرد. اون تا صبح فکر کردکه باید سؤالش رو از کی بپرسه که زود به جواب برسه.

پشمولک صبح خیلی زود، وقتی که حتی ستاره ها هنوز توی آسمون بودند، با ذوق و شوق رفت پیش ستاره کوچولو وگفت من فهمیدم باید سؤالمون رو از کی بپرسیم.

ستاره کوچولو گفت: سلام پشمولک، واقعاً!!! از کی باید بپرسیم؟

پشمولک گفت: از فرشته ی مهربون.

پشمولک و ستاره کوچولو با هم رفتن پیش فرشته ی مهربون.

پشمولک گفت: سلام فرشته ی مهربون. خوبین؟ ما دیشب روی زمین یه چیز خیلی عجیب دیدیم.

فرشته ی مهربون گفت : چی دیدین؟

ستاره کوچولو گفت: یه عالمه نور ، ما هم سوار خاله جون باد شدیم و باهاش رفتیم روی زمین تا ببینیم  اون همه نور از چیه.

پشمولک دیگه نتونست صبر کنه و پرید وسط حرف ستاره کوچولو و گفت: اونجا یه چیزی بود شبیه گردنبند، ولی گردنبند نبود. یه سری دونه ها همشون توی یه نخ بودن، امّا نور از اون ها بود، حسابی می درخشیدند. تو می دونی اون چیه فرشته جون؟

فرشته ی مهربون گفت: بله می دونم. اون تسبیح هست.می خواین قصه ی تسبیح رو واستون تعریف کنم؟

پشمولک و ستاره کوچولو هر دو با هم گفتن بله و با کلی هیجان نشستن تا به قصه ی فرشته مهربون گوش کنن.

فرشته ی مهربون گفت: پس چشماتون رو ببندین تا توی خیالمون با هم بریم سفر و بعد شروع کرد به گفتن داستان.

یه روزی اون دور دورا، یه مردی بود باخدا، ایشون پیامبر بودن، محمّد مصطفی «صلی الله علیه وآله و سلم»،

یه دونه دختر داشتن، نامش فاطمه «سلام الله علیها»،زهرا «سلام الله علیها».

گفت به پدر خسته ام، زیاده خیلی کارها،

 یه دوست می خوام که من رو یاری کنه، یه همراه،

گفت پدر، دخترم، هدیه می دهم به تو ، چیزی بهتر از یه دوست، یا که تمام دنیا

بگو تو بعد از نماز،

 سی و چهار مرتبه الله اکبر  یعنی بزرگتر است از همه چیزی خدا

بعد، سی و سه مرتبه بگو الحمدلله یعنی حمد و سپاس هست فقط مخصوص خدا

بعد سی و سه مرتبه بگو تو، سبحان الله یعنی پاک است از هرچیز خدای خوب و دانا

هر وقت بگی این ها رو، درود می فرستند بر تو همه ی فرشته ها

گفتن حضرت زهرا  «سلام الله علیها» ، راضی شدم  از خدا و از رسول خدا

اینجوری بود که کارها آسون شدن برای خانم حضرت زهرا «سلام الله علیها»

بعد از اون حضرت فاطمه «سلام الله علیها» ، برای خودشون یه تسبیح ساختن. و از اون به بعد دیگه هیچ کاری برای ایشون سخت نبود.

پشمولک و ستاره کوچولو بعد از شنیدن داستان از فرشته ی مهربون تشکر کردن و بعد از خداحافظی از فرشته ی مهربون جداشدن.

ادامه دارد ......

با ما همراه باشید

ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی

نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی

عکس : مر ثا نورانی

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد