سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 39(اشاعه و نشر فرهنگ دینی برای کودکان)

1397/6/29 18:58
نویسنده : یکی از ما
2,820 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستان

می خوام از یه اتفاق خوب واستون بنویسم، یه اتفاق خوب و شیرین که همه ی ما سفینه ای ها رو خوشحال و امیدوار کرده.

به لطف و یاریه خدا و عنایت اهل بیت (علیهم السلام) و دوستانمون، گروهی از مادران دغدغه مند، همت کردند و با گرفتن ایده از برنامه ی خیمه ی عمو عباس گروه سفینه، اون ها نیز دور هم جمع شدند و امسال هم خیمه ی عمو عباس رو برپا کردند و گزارش این مراسم رو به همراه عکس برای ما ارسال کردند تا دیگران هم بتونند از جزئیات این برنامه مطلع بشن و از اون استفاده کنند.

به امید روزی که تمامی طرح ها، ایده ها و برنامه های سفینه برای تمام کودکان مسلمان و شیعیان جهان به اجرا دربیاد به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد.

ابتدا برنامه رو اینجوری آغاز کردیم که: فایل صوتی درد دل کودکی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  پخش شد و بعد از  اون٬ ما از بچه ها خواستیم،هر کدوم بعد از معرفی خودشون هر جمله ای که دوست دارن به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)بگن. حرفهای خوبی زده شد تا رسید به جایی که هر کسی گفت وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیاد دوست داره چی کاره باشه.

چون برای ناهار بچه ها، آش نذری آماده کرده بودیم، کمی راجع به نذری پختن با بچه ها صحبت کردیم و چند تا چند تا،  بچه ها رو  سر دیگ بردیم و رشته ی  آش رو به دستشون دادیم و از اونها خواستیم رشته ها رو توی دیگ بریزن و دعاها وآرزوهاشون رو بگن.

چون  وقت اذان نزدیک بود، قبل از اذان،  یک شعر همراه با بازی مربوط به نماز اجرا کردیم.

بعد بچه ها  جانمازهاشون رو انداختن  و به امامت یکی از بچه های بزرگتر نماز جماعت خواندند. با این کار می خواستیم که بچه ها یاد بگیرند که وقت اذان نماز خوندن از هر کاره دیگه ای واجتره.

بعد از نماز،به طرف قبله و عکسی از حرم امام حسین، به امام حسین و عمو عباس سلام دادیم.

  سلام امام حسین جون ای امام مهربون ما شما را دوست داریم دعا کنید برامون و سلام عمو عباس جون ای عموی مهربون....

بعد از اون، بچه ها را بردیم کنار سقا خانه ای که از قبل درست کرده بودیم و توضیحاتی مربوط به آن را دادیم؛ مثل اینکه زمانهای قدیم، مردم مثل ما آب لوله کشی نداشتند بعضی ها با مشکها و وسایل دیگر آب میاوردن و در جاهایی به اسم سقا خانه میذاشتن تا همه استفاده کنن. شبها هم دورش شمع روشن میکردن تا تاریک نباشه، بعد ها ایرانیها چون امام حسین و عمو عباس را خیلی دوست داشتن آنجا را به اسم آنها و یاد آنها حفظ کردن.

بعد هم بچه ها با کوزه ای که از قبل آماده کرده بودیم ساقی شدن و به همه آب دادن

از قبل، عکس پرچم هایی را پرینت گرفته بودیم، به بچه ها گفتیم اول پرچمشان را هر طور دوست دارن رنگ کنن بعد دور آن را بریدن و بردن هر جای داخل خیمه و هرجا که  خواستن براشون نصب کردیم.

مراسم یاوران حسینی را اجرا کردیم؛ هر بچه ای بعد از اینکه کنار اسم خودش را انگشت زد و سربندش را گرفت، یک قایق کاغذی از ما گرفت و رفت داخل خیمه آب بازی کرد.

این قسمت یکی از قسمتهای محبوب بچه ها بود؛ طوری که، بچه ای که از اول از مادرش جدا نمی شد با یک جیغ هیجانی وارد خیمه شد و شروع به آب بازی کرد. البته اولش توضیح دادیم که چرا قایق درست کردیم و آن حدیث معروف پیامبر که فرمودند: «همانا حسین (علیه السلام) کشتی نجات و چراغ هدایت است.»رو براشون توضیح دادیم.

دور هم نشستیم و قصه عمو عباس را با عنوان مهربانترین عموی دنیا تعریف کردیم بعد با     بچه ها برای عمو عباس سینه زنی کردیم و مشکهاشون را بهشون دادیم و مسابقه دو با مانع برای رسیدن به فرات و برداشتن آب رو  اجرا کردیم که بچه ها فوق العاده از مسابقه استقبال کردن٬ مادر ها هم با شعر «یار عمو عباس باش   زرنگ و پرتلاش باش   عمو عباس پیروزه   قهرمانِ هر روزه »آنها را تشویق میکردن.

و بعد هم بازی عمو زنجیر باف محرمی را اجرا کردیم و در آخر شعر، توجه بچه ها را به این موضوع جلب کردیم که امام و ولیِ الانِ ما، امام زمانه و بچه ها  عبارات لبیک یا مهدی و لبیک یا خامنه ای رو با ما تکرار کردن و در آخر برای نابودی اسراییل و امریکا با موشکهای کاغذی که ساخته بودیم به کاریکاتور اسراییل و امریکا حمله کردن.

ارسال گزارش: سمانه جلالی

تهیه وتنظیم :ساجده طالبی

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد