سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

روز مادر مباااارک 18(کارگردانان!!!)

  "به نام خدا" مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه می دهد که: بر مقدم دختر پیمبر صلوات بر چشمه ی پاک حوض کوثر صلوات بر محضر حضرت محمد تبریک بر مادر شیعیان حیدر صلوات پس از متبرک شدن مجلس،به ذکر صلوات،در ادامه می گوید: شب میلاد زهرای بتول است دعا امشب،ز یمن او قبول است شب قرآن،شب فیض و شب نور  شب اعطای کوثر بر رسول است سپس،می رویم سراغ مسابقه مون: برگه هایی به مهمانان داده شد که در یک طرف اون،تصویر دوربین فیلم برداری حک شده بود. مجری: همه ما،کارگردانان  و تهیه کنندگان فیلم زندگی مون هستیم،اگه شما می خواستید...
20 اسفند 1396

روز مادر مبارک14( داستان گردنبند طرح جشنی برای ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها))

بسم الله الرحمن الرحیم   داستان گردنبند مجری با بچه ها سلام و احوالپرسی می کند.  زهرا با گریه وارد می شود  مجری: اِ سلام زهرا جونم خوبی؟ چیه؟ چی شده؟ چرا گریه می کنی؟ زهرا به طور مداوم و به صورت ریتم وار و ترجیحاً به صورت خنده دار در حال گریه کردن می باشد.  مجری: ببین اگه به من نگی من نمی تونم هیچ کمکی به تو بکنم باید مشکلت را بدونم.  و رو به بچه ها می پرسد اگر که فقط گریه کنیم بزرگترها می توانند مشکل ما را حل کنند؟ مجری رو به زهرا می‌گوید حالا بگو چی شده؟  زهرا کلمات نامفهوم و خنده داری را همراه با گریه ...
14 اسفند 1396

روز مادر مبارک13(گزارشی از 🌹جشن تولد حضرت زهرا (س) و جشن تاجگذاری مامانا)

  نیم ساعت اول جشن رو با بچه ها بازی های گروهی و حرکتی انجام دادیم , که هم حسابی بالا پایین بپرن و شادی کنن هم یکم انرژی شون تخلیه بشه که بعدش آروم بشینن و خوب به حرفای مجری گوش بدن,  بازی هایی مثل عمو زنجیر باف, رنگو وارنگ, قطار بازی, کوچولو بچرخ, بادکنک و پارچه , گرگمو گله میبرم, بشین و پاشو و ....  بعد از اون هم بین همه بچه ها نی های شادی توزیع شد که موقع جشن و شادی کردن اون هارو تکون بدن. بعد همه بچه ها برای گوش دادن به "قصه حدیث کسا" نشستن , قصه ای به همراه بازی, مربی با شعر کودکانه ای داستان حدیث کسا رو براشون تعریف میکرد, و هر وقت به این جمله میرسید که "ا...
12 اسفند 1396

روز مادر مبارک12(جشن بهترین مامان دنیا)

  یه ورود زیبا و کودکانه ی مجری با خواندن ریتمیک شعر زیر: به به چه جشن خوبی پیغمبرم خوشحاله چون خدای مهربون به اون یه دختر داده نامش حضرت زهرا(س) ست بهترین مادر دنیاست و بعد سلام و احوال پرسی و توضیح این که چرا جشنمون" جشن بهترین مامان دنیا" هست و توصیف کودکانه و کوتا ه در مورد حضرت زهرا(س) . بعد هم یه شروع بزرگونه برای تبریک و شاد باش به مادرهای حاضر در جمع: در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان و مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود. بچه ها با...
11 اسفند 1396

روز مادر مبارک11( اجرای پانتومیم)

  ما روز مادر، دور هم جمع شدیم. به جوان های فامیل ۴ تا کاغذ دادم که تو هر کاغذی یک حدیث از حضرت زهرا(س) نوشته شده بود و هر کدوم باید جوری پانتومیم رو  اجرا می کردند تا بقیه متوجه حدیث انتخاب شده،می شدند: بعد هم با جوایز فانتزی مثل پودر ماشین لباس شویی به خاطر اجرای پانتومیمشون  از اون ها تشکر کردم،فضای شاد و آموزنده ای رقم خورد،شما هم آزمایش کنید! ایده از: مرثا نورانی     ...
9 اسفند 1396

روز مادر مبااااارک7(هدیه روز مادر)

سلام باباهای مهربون عیدتون مبارک یه عکس گذاشتم توی ادامه مطلب که شما باباهای خوب پیرینتش رو بگیرید و بدید به کوچولوهای نازنین رنگش کنن به عنوان هدیه روز مادر بدن به ماماناشون . اینجور هدیه ها اینقدر می چسبه ............ تهیه و تنظیم :ساجده طالبی ...
6 اسفند 1396

بانوی بی نشونه 20 (شعر کودکانه به مناسب ایام فاطمیه)

  فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دخت پیمبر کیه؟ فاطمه همسر حیدر کیه؟ فاطمه ام امامان کیه؟ فاطمه کوثر قرآن کیه؟ فاطمه مادر زینب کیه؟ فاطمه روشنی شب کیه؟ فاطمه ام ابیها کیه؟ فاطمه دوست شماها کیه؟ فاطمه نور هدایت کیه؟ فاطمه یار ولایت کیه؟ فاطمه منبع: کانال تلگرامی زیر گنبد طلا ...
29 بهمن 1396

بانوی بی نشونه18(لی لی حوضک فاطمی)

  لی لی لی لی حوضک  گنجشکه اومد آب بخوره پر زد تو هیئت  اولی گفت:خوش اومدی گنجشکک اشی مشی  دومی گفت: بفرمایید اگه تشنه‌ اید آب بنوشید  سومی گفت: خوب کاری کردی اومدی مجلس روضه ی بی بی  چهارمی گفت: اگه که داشتی مشکلی  پنجمی گفت: بگو یا زهرا مددی شاعر: ساجده طالبی   ...
28 بهمن 1396

بانوی بی نشونه 15 (گزارش از داستان تصویری و نمایش خلاق تسبیح بارونی )

    اینبار بنیاد سفینه با یه ابتکار جدید بچه ها رو  فعالانه وارد صحنه ی داستان کرد، در واقع شخصیت های داستان تسبیح بارونی رو  تبدیل به عکس کرد تا بچه ها بتونن با مربی شون که داره براشون قصه می گه همراه شن و قصه رو باهم تعریف کنن.   این اتفاق خوشایند توی یک کارگاه کودک و مادر رخ داد که نه تنها در حین قصه گویی کودکان به وجد اومده بودند، بلکه مادران هم آروم آروم با بچه ها هم صدا شدن و  شروع به فعالیت کردند. یکی دیگه از مشتری های پر و پاقرص این مدل قصه گویی، کودکانی بودن که نه تنها سواد خوندن و نوشتن نداشتن، بلکه حتی  هنوز خیلی هم به صورت حرفه ای...
25 بهمن 1396

بانوی بی نشونه 14 (تسبیح بارونی «قسمت سوم»)

   پشمولک که حالا راز دونه های نورانی رو فهمیده بود، دلش پر از شادی شده بود و کلی ذوق و شوق داشت. به ستاره کوچولو گفت منم، دلم یه تسبیح می خواد. ستاره کوچولو گفت :آخه چه طوری؟ پشمولک گفت: دنبالم بیا تا بهت بگم. پشمولک و ستاره کوچولو، هر دو با هم رفتن پیش یخمولک. پشمولک به یخمولک گفت: سلام دوست خوبم، می شه از توی کوله پشتی ات 100 تا از اون دونه های بارونت به من بدی؟ آخه می خوام با اون ها واسه خودم یه تسبیح بسازم. یخمولک هم که دید اینطوری می تونه دوستش رو خوشحال کنه قبول کرد، در کوله پشتی اش روباز کرد و به پشمولک گفت: هر چندتا دونه ی بارون می خواهی از...
25 بهمن 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد