سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول47 جشن عسلانه(2) ( نمایش خلاق خونه ی کی از همه محکم تره!))

«بسم الله الرحمن الرحیم» به مناسبت میلاد پیامبر عزیزمون و امام جعفر صادق (علیه السلام) یه جشن داشتیم برای بچه های به نام عسلانه توی جشن عسلانه، قرار شد بچه ها، نمایش خلاق"خونه ی کی از همه محکم تره؟" رو بازی کنند. بچه ها از این که خودشون می توانستند نقش آفرینی کنند،بسیار خوشحال بودند و کاملا همکاری می کردند. این نمایش بر اساس ایه ی40 سوره توبه که به داستان پناه بردن پیامبر به داخل غار اشاره می کنه،نوشته شده است.   شخصیت ها:لاک پشت(که خود مجری اجرا می کنه چون شخصیت منفی داره)،کبوتر،عنکبوت،بابا زنبوری مجری: یکی بود،یکی نبود غیر از خدای مهربو...
18 آذر 1396

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول46(گزارش جشن عسلانه(1))

  سالن رو با بادکنک های سفید و قرمز تزیین کرده بودیم،دیوارها رو هم با گل،پروانه و سبزه. زنبور کوچولوی روی دیوار لبخند زیبایی به بچه ها می زد. مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه داد: پیامبر عزیز ما   خنده به لب سلام می داد به هر کی حتی بچه ها   بچه ها از سلام اون خوشحال و خندون می شدند. کوچه ها از سلام او مثل گلستون می شدند. بزرگترها  کوچیکترا  مبارکه  عید شما واای چه بچه های ناز و سرحالی،حتما صبحونه شون رو خوب خوردند.کیا عسل می خورند؟ عسل چه رنگیه؟ چه مزه ایه؟  بچه ها: شیرین و خوشمزه است. ...
18 آذر 1396

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول45(گزارش جشن فرشته های قرآنی)

  عمو روحانی جشن رو این جوری آغاز کرد که "کیا پیامبر رو دوست دارند؟" معلوم بود که همه ی بچه ها دستشان بالا می رفت. بعد بچه ها به دو تیم تقسیم شدند و علت و چرایی دوست داشتن پیامبر رو مطرح می کردند و عمو رو حانی روی تابلو می نوشت. جواب بچه ها زیبا بود؛ چون آخرین پیامبر خداست،چون ما رو به راه راست هدایت می کنه و... عمو روحانی همین جواب ها رو مقدمه ای برای داستان خود قرار داد و اون هم این که "پیامبر،بچه ها رو بسیار زیاد دوست داشتند." بعد هم داستان اول سلام دادن پیامبر به بچه ها و بازی بچه ها با پیامبر و رسیدن زمان اذان و دادن گردوها رو با کمک بچه ها به صورت نمایش...
16 آذر 1396

قاصدک خوش خبر اومد ربیع الأول 42 (گزارش جشن خورشید و ستاره)

  هنگام ورود بچه ها به حسینیه به همشون نی های شادی داده شد, نی هایی که ریسه های رنگی داشت و قرار بود بچه ها در طول جشن با تکون دادنشون شادی کنند و صلوات بفرستند: صل علی محمد/ صلوات بر محمد قبل از شروع جشن چند تا بازی گروهی با بچه ها انجام دادیم تا حسابی آماده جشن بشوند, بازی هایی مثل رشته به رشته, فرشته ها دست می زنند و کوچولو بچرخ میچرخم.... مجری جشن رو با سلام و احوالپرسی و تبریک عید شروع می کنه, کدوم عید؟ ننه نقلی زودی میاد میگه "عید تولد دو نور زیبا" همه شادی میکنند و جیغ و دست و هورا.... و بعد هم با نی های رنگی تند و تند صلوات می فرستند. ننه نقلی به در خواست مجری...
16 آذر 1396

قاصدک خوش خبر، اومد ربیع الأول 33 (گزارش جشن تولد نوربخش سوم)

بخش سوم مجری: به دنبال ستاره ها می گردد و از بچه ها می پرسد بچه ها ستاره ها را ندیدید؟ این زنبور عسلی اومد من به کلی فراموش کردم که می خواستم این جا رو تزیین کنم. ای بابا هرچی می گردم پیداشون نمی کنم.   وقتی مجری با بچه ها حرف می زند زنبور عسلی در حال آویزان کردن ستاره ها به پرده ی سن است. مجری عقب عقب به سمت زنبور عسلی می رود و به او برخورد می کند. مجری با حالت ترس می گه: ای بابا زنبور عسلی تویی؟ ترسیدم. اِ ستاره ها هم که اینجان. اینا دست تو چیکار می کنن. چقدر وقته دارم دنبالشون می گردم. زنبور عسلی: خب شما گفتین فکر کنم، من هم خوب فکر کردم و فهمیدم که باید بی...
14 آذر 1396

قاصدک خوش خبر، اومد ربیع الأول 32(گزارش جشن تولد نوربخش دوم)

  بخش دوم زنبور عسلی: در حال راه رفتن و سر راهش به هرچیزی که می رسه سلام می کنه و هی به بالا و اطراف خودش نگاه می کنه. مورچه جون سلام. گل ها سلام. آسمون سلام. به مجری می رسه. اِ شما اینجایین؟ سلام. مجری: با تعجب سلام. داری چیکار می کنی؟ زنبور عسلی: سلام. دارم به همه سلام می کنم، اما چیزی اطرافم نمی بینم. شما چیزی اطراف من می بینی؟ مجری: نه!! چی باید ببینم مثلاً؟ زنبور عسلی: نور دیگه، نور. دارم سلام می کنم که نور جمع کنم دیگه. مجری می خنده و می گه : آهان، حالا متوجه شدم قضیه چیه.ای بابا ، اشتباه متوجه شدی زنبور عسلی ولی اشکال نداره، بیا...
14 آذر 1396

قاصدک خوش خبر، اومد ربیع الأول 31 (گزارش جشن تولد نوربخش اول)

  ورود ویژه هنگام ورود بچه ها، دو نفر دم در ایستادند و دو چراغ قوه در دست دارند که آن ها را خاموش و روشن می کنند و به حالت ریتمیک عبارت «بچه شیعه همیشه نور امید یارشه       راهنمای راهشه، همیشه همراهشه» را می خوانند بچه ها از بین دستانشان رد شوند. مجری با بچه ها سلام و احوال پرسی می کنه: «بسم الله الرحمن الرحیم»         کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه           به ما می ده  هرچی بخو...
14 آذر 1396

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول29(۱۰ قصه از امام صادق(ع) برای کودکان )

    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات  خبرگزاری فارس ، از عناوین داستان‌های کتاب «10 قصه از امام صادق (ع)» می‌توان به  «همسایه مردم آزار»، «از تو حرکت»، «امام به من لبخند نزد»، «جام شیشه‌ای و معجزه»، «در خرابه‌های شهر»،  «مردی در تنور آتش»، «مگسی که از خلیفه نمی‌ترسید»، «به دنبال خانه دوست»، «جدال در محله» و «آخرین  سفارش»، اشاره کرد. کتاب «10 قصه از امام صادق (ع)» توسط « مجید ملامحمدی » برای مخاطبان کودک و ن...
13 آذر 1396

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول26(سرود پایانی نمایش خونه کی از همه محکمتره!)

عزیزان برای دیدن کلیپ مبعث حضرت رسول(ص) روی تصویر کلیک کنید. تهیه و تنظیم: سمانه پورگل افشان ...
12 آذر 1396

قاصدک خوش خبر،اومد ربیع الاول23(قسمت اول متن نمایشنامه خونه کی از همه محکمتره)

و اما بالأخره  متن نمایشنامه.......                               خداوند در سوره توبه و آیه چهلم به داستان پناه بردن حضرت رسول(ص)به غار اشاره می کند. سکانس اول: (لاک پشت در جنگل سبز، خوش و خرم در حال گشت و گذار است و دائم به هر طرف سرک می کشد و آواز می خواند که ناگهان چشمش به لانه ی عنکبوت می خورد.) لاک پشت:لالالا لالالا (2)این دیگه چیه؟چه قدر نازکه! هرچی که هست خیلی اشتباه کرده سر راه من قرار گرفته، الآن حسابشو می رسم و خرابش می کنم. (لاک پشت با دست و پا هایش شروع به خراب کردن لانه عنکبوت می کند،دیگر تقریباً چیزی از خونه ب...
12 آذر 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد