سفینه

غدیرانه6(شعر و بازی کودکانه (اتل متل): عید غدیر)

اتل متل سلام بگو تو یک کلام  بدون او نبود  دین خدا تمام  شکر خدا که داد   به شیعه ها امام   اتل متل غدیره  عیدی که بی نظیره  عیدی می دن فراوون  مولا علی (علیه السلام) امیره  مامان میگه که مولا  امام اول ماست  هر کی علی (علیه السلام) رو داره  بنده ی خوب خداست اسم علی (علیه السلام) قشنگه  کار علی (علیه السلام)  قشنگه  هر...
9 مرداد 1398

غدیرانه5(شعر کودکانه (همه ی زندگی کودکم؛ اَشهدُ انَّ علیاً ولیُ الله): عید غدیر)

    سلام همراهان همیشگی سفینه این مجموعه شامل چهار شعر می باشد که تا حدود زیادی شبیه به هم هستند و تنها به خاطر مناسبت های زمانی برخی از ابیاتشان متفاوت است. شعر1: برای خواندن در روز عید غدیر برای کوچولوهای نازنین   قشنگترین شعرو سرود توی دنیا اَشهدُ انَّ علیاً ولیُ الله     بیدار می شیم از خواب ناز با ذکری آشنا اَشهدُ انَّ علیاً ولیُ الله   خروس می خونه دوباره کوچولوی ناز اَشهدُ انَّ علیاً ولیُ الله   ببین مؤذن دوباره اذان می گه باز اَشهدُ انَّ علیاً ولیُ...
8 مرداد 1398

غدیرانه3 (اشعار کودکانه: عید غدیر)

غدیر   غدير چشمة جوشان        غدير ، آب خروشان غدير، يه بركة خوب         غدير، يه روز محبوب غدير، يه روز زيبا         يه عيدِ خوبِ خدا غدير، عيد ولايت           شده روز هدايت پيغمبر خدا گفت            نبي مصطفي گفت: «علي امام شماست           برا...
6 مرداد 1398

غدیرانه 2(جشن علی ولی الله)

بسم الله الرحمن الرحیم اینبار سفینه برای جشن  عید غدیر تصمیم گرفت که مفهوم اصل مهم ولایت مداری و ولی را با بازی های گوناگون در ذهن بچه ها نهادینه کند. بعد از سلام و احوال پرسی مجری با بچه ها و توضیح اعیاد ماه ذیحجه، جشن با خواندن شعر زیر آغاز می شود. پنجره رو واکنید      خورشید ُ پیدا کنید آب بپاشید تو ایوون    گل بکارید تو گلدون عید اومده بچه ها باشه مبارکه شما مبارک مبارک عید غدیر مبارک. مجری از یکی از بچه ها دعوت می کند که برای اذان گفتن به روی سن بیاید. او اذا...
4 مرداد 1398

جشن تولد زمین «شعر و بازی کودکانه دحوالأرض»

سلام همراهان عزیز و گرانقدر و همیشگی                                                    یکشنبه،  25 ذی القعده روز دحوالارض نامگذاری شده و این روز اعمال خاصی داره که خیلی ثواب داره مثل روزه، نماز، غسل و ...... هرکدوم توفیق پیدا کردین ما رو هم دعا کنید. کلی با خودم کلنجار رفتم که چه جوری می شه  دحو الأرض رو به بچه ها توضیح داد؟؟ ...
3 مرداد 1398

مسافر قطار کوچولو (32)(جشن امام رضایی به همراه عمو روحانی ها)

"به نام خدا" 😇 یه جشن خوب امام رضایی به همراه "عمو روحانی های مهربون" 🙂 بچه ها حسابی تو این جشن، بازی کردند؛ 🙂 با چشم بسته، مسیری رو رفتند و با تشویق دوستانشون، شئ مورد نظر رو برداشتند و با خودشون آوردند؛ 😇 داستان عنایت امام رضای مهربون(ع) به مرد سلمونی رو به صورت نمایش جالب دیدند و لذت بردند؛ 😇 بازی مورد علاقه ی بچه ها؛ "بپر بالا،بپر پایین، بکن یه کار خوب حالا"بود؛ بچه ها بعد از شنیدن این عبارت، در حالی که بالا و پایین می پریدند با گفتن شماره 3 می بایست در حال انجام یک کار خوب، متوقف می شدند؛کارهای مثل نماز خواندن، کمک به پدر و مادر، وضو گرفتن، ...
29 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (31)( گزارش جشن "طعم زیارت"(۲))

👌توی این جشن مون، بعد از نمایش خلاق"حرف طلایی" کار جدید و جذاب بعدی که داشتیم درست کردن فشفشه ای جدید بود،یک آزمایش انجام دادیم که مادران هم تماشا کردند تا در خانه برای بچه ها انجام دهند. 🙂و اما آزمایش: 🙂برای انجام آزمایش، بشقاب گودی را برداشتیم و درون آن مقداری شیر ریختیم و سه رنگ مختلف در سه گوشه ی ظرف ریختیم و سپس درظرف دیگری کمی مایع ظرف شویی ریختیم و گوش پاک کنی که از قبل آماده کرده بودیم را به مایع ظرف شویی آغشته کردیم و وسط ظرف شیر گذاشتیم که رنگ ها به صورت آتشفشانی، چرخش و با یکدیگر مخلوط شدند و همزمان مولودی کودکانه ی مورد نظر را خواندیم که این آزمایش برای بچه ها بسیار جذاب بود. ...
26 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (26)(حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

  بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی"(همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای...
22 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(۲۴)نمایش نامه ی عروسکی در مورد امام رضا(ع)

  دوستی می گفت: من وقتی پای کامپیوتر یا همون رایانه ام می شینم وضو می گیرم و بسم الله می گم انگاری این جوری کارم برکت می گیره و می تونم توی میدون جنگ نرم امروز، سرباز کوچولویی باشم. ما هم از ایشون یاد می گیریم و می گیم: «بسم الله الرحمن الرحیم» و توی روز میلاد امام رضای مهربون، این نمایش نامه ی عروسکی(ناقابل و کوچولو) رو هدیه می کنیم به عاشقای حضرتش...   شخصيت ها:دختري به نام ليلي، مادر و پدر او، مادر بزرگ ليلي و راوي. ليلي به همراه مادر و پدرش بعد از سال ها انتظار عازم مشهد هستند: راوي: بعد از چند سال انتظار ليلي و مامان و بابا     ...
20 تير 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد