سفینه

برگزار کننده ی تخصصی مراسمات مذهبی ویژه کودکان

بانوی بی نشونه 19 (شعر حجاب به مناسب ایام فاطمیه)

      چادر که بر سر میاد حجاب برتر میاد شبیه زهرا می شی شیعه مولا می شی ای دختر مومنه با تقوا وکریمه خدا نمی پسنده پا بی جوراب بمونه لباس های رنگارنگ با جلوه های قشنگ دور از جمع مردونه باشن برای خونه دخترای مهربون روشنی دل وجون لباس تنگ و چسبون میل ونیاز شیطون تهیه و تنظیم: ساجده طالبی منبع: کانال تلگرامی: فردایی بهتر برای فرزندان ...
29 دی 1398

پیام شادمانی (پایان ترم اول کلاس شیرین تر از عسل«برگزاری کارگاه مادر و کودک» گروه گل نرگس)

«بسم الله الرحمن الرحیم» با نظر خواهی از مادران تصمیم گرفته شد جلسه ی چهارم کلاس جلسه ی تثبیت باشه، یعنی همون آیه هایی رو که بچه ها آموزش دیدن واسشون تکرار بشه تا توی ذهنشون به درستی نقش بگیره. به نظرم اومد یه کارگاه مادر و کودک برگزار کنم با ایده ی جشنواره ی آیات با هدف توانمند سازی و تقویت حرکات ریز و درشت و عضلات و ماهیچه های انگشتان دست نور چشمی هامون.😍 چرا که کودکان در این سن نیازمند بازی های دست ورزی برای آمادگی ورود به پیش دبستانی و مدرسه هستند تا ان شاءالله بعد از ورود به مدرسه به مشکل نخورند.😊 روال کارگاه مانند کلاس های قبل بود و مربی در حین بازی کردن بچه ها آیه ها رو واسشون تکرار می کرد. ...
28 دی 1398

پیام شادمانی ۳ (گزارش کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی هذا بیان للناس ))گروه گل نرگس

《بسم الله الرحمن الرحیم》 با خودم قرار گذاشتم کلاس رو همیشه اینطوری شروع کنم تا در پایان دوره این عبارات در ذهن بچه ها نهادینه بشه. به نام خداوند رنگین کمان خداوند بخشنده ی مهربان خداوند سنجاقک رنگ رنگ خداوند پروانه های قشنگ و بعد..... سلام چه خوب و زیباست  غنچه روی لب هاست  به هر کسی می رسیم   کلام اول ماست حالا با هم بچه ها   بلند بگیم یک صدا  سلام سلام سلام بعد از سلام و احوال پرسی اینبار آقا سجاد که به تنهائی اومده بود پیش بچه ها واسشون از قرآن گفت که کتاب خداست و اینکه وقتی ما قرآن می خونیم خدا با ما صحبت...
28 دی 1398

بانوی بی نشونه 18 (لی لی حوضک فاطمی)

  لی لی لی لی حوضک  گنجشکه اومد آب بخوره پر زد تو هیئت  اولی گفت:خوش اومدی گنجشکک اشی مشی  دومی گفت: بفرمایید اگه تشنه‌ اید آب بنوشید  سومی گفت: خوب کاری کردی اومدی مجلس روضه ی بی بی  چهارمی گفت: اگه که داشتی مشکلی  پنجمی گفت: بگو یا زهرا مددی شاعر: ساجده طالبی   ...
28 دی 1398

بانوی بی نشونه 16 (تسبیح بارونی داستان صوتی)

    صوت این داستان رو می توانید از اینجا دانلود کنید http://uplod.ir/0ladgvv1tksk/tasbih_baruni.mp3.htm     ایده پردازان: مرثا نورانی، ساجده طالبی نویسنده و تهیه و تنظیم : ساجده طالبی عکس : مرثا نورانی ...
27 دی 1398

بانوی بی نشونه 15 (گزارش از داستان تصویری و نمایش خلاق تسبیح بارونی )

    اینبار بنیاد سفینه با یه ابتکار جدید بچه ها رو  فعالانه وارد صحنه ی داستان کرد، در واقع شخصیت های داستان تسبیح بارونی رو  تبدیل به عکس کرد تا بچه ها بتونن با مربی شون که داره براشون قصه می گه همراه شن و قصه رو باهم تعریف کنن.   این اتفاق خوشایند توی یک کارگاه کودک و مادر رخ داد که نه تنها در حین قصه گویی کودکان به وجد اومده بودند، بلکه مادران هم آروم آروم با بچه ها هم صدا شدن و  شروع به فعالیت کردند. یکی دیگه از مشتری های پر و پاقرص این مدل قصه گویی، کودکانی بودن که نه تنها سواد خوندن و نوشتن نداشتن، بلکه حتی  هنوز خیلی هم به صورت حرفه ای...
26 دی 1398

بانوی بی نشونه 13 (تسبیح بارونی «قسمت سوم»)

   پشمولک که حالا راز دونه های نورانی رو فهمیده بود، دلش پر از شادی شده بود و کلی ذوق و شوق داشت. به ستاره کوچولو گفت منم، دلم یه تسبیح می خواد. ستاره کوچولو گفت :آخه چه طوری؟ پشمولک گفت: دنبالم بیا تا بهت بگم. پشمولک و ستاره کوچولو، هر دو با هم رفتن پیش یخمولک. پشمولک به یخمولک گفت: سلام دوست خوبم، می شه از توی کوله پشتی ات 100 تا از اون دونه های بارونت به من بدی؟ آخه می خوام با اون ها واسه خودم یه تسبیح بسازم. یخمولک هم که دید اینطوری می تونه دوستش رو خوشحال کنه قبول کرد، در کوله پشتی اش روباز کرد و به پشمولک گفت: هر چندتا دونه ی بارون می خواهی از...
25 دی 1398

بانوی بی نشونه 12 (تسبیح بارونی «قسمت دوم»)

  پشمولک اونقدر هیجان زده بود که تا صبح خوابش نبرد. اون تا صبح فکر کردکه باید سؤالش رو از کی بپرسه که زود به جواب برسه. پشمولک صبح خیلی زود، وقتی که حتی ستاره ها هنوز توی آسمون بودند، با ذوق و شوق رفت پیش ستاره کوچولو وگفت من فهمیدم باید سؤالمون رو از کی بپرسیم. ستاره کوچولو گفت: سلام پشمولک، واقعاً!!! از کی باید بپرسیم؟ پشمولک گفت: از فرشته ی مهربون. پشمولک و ستاره کوچولو با هم رفتن پیش فرشته ی مهربون. پشمولک گفت: سلام فرشته ی مهربون. خوبین؟ ما دیشب روی زمین یه چیز خیلی عجیب دیدیم. فرشته ی مهربون گفت : چی دیدین؟ ستاره کوچولو گفت: یه عا...
24 دی 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد