سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

بانوی بی نشونه8(جلسه دوم کلاس پیام شادمانی و عزاداری برای بانوی دو عالم)

  چه قدر زیبا است که خاطرات زیبای کودکی با نام و یاد اهل بیت(علیهم السلام) گره می خورند. کارت آموزه این جلسه: ( که باید معنی کلمات ایثار،تدبیر و تطهیر برای بچه هاتوضیح داده بشه)   صوت کارت آموزه را از اینجا دانلود کنید. http://majiddownload.com/up1/12478/1484413683.mp3 بچه ها،همین طور که آیه و شعر ۸ سوره انسان رو زمزمه می کردند،بازی تخم مرغ تعادل رو هم، انجام می دادند. (باید مراقب بودند که تخم مرغ از روی پایه نیفتد و آیه و شعر رو هم به همراه دوستانشون تکرار می کردند.) بچه ها نما...
12 بهمن 1396

بانوی بی نشونه 7 (شعر کودکانه آیه 8 سوره ی انسان به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها))

  شعر زیر تفسیری کودکانه است از  آیات مربوط به اهل بیت «علیهم السلام» در سوره مبارکه ی انسان با نگاهی بر شأن نزول و روایات باشد که مورد قبول درگاه حق و ائمه معصومین «علیهم السلام» قرار گیرد. صوت شعر زیر را از اینجا دانلود کنید http://majiddownload.com/up1/12478/1458238518.mp3 سلام  سلام  بچه های مهربون می خوام بگم یه قصه من براتون قصه ی بیماریِ، دو تا از امام هامون وقتی کوچولو بودن امام حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام)   جون مریض شدن خیلی سخت، بد بود خیلی حالشون اومدن به عیادت پیامبر...
11 بهمن 1396

کلاس شیرین تر از عسل (حدیث امام حسن(ع))

  یادگیری نحوه نوشتن اعداد 1 تا 10 و شمارش آن ها با پوست گردو: تکرار حدیث امام حسن(ع) و بازی "از کدوم تونل رد شه؟"؛   ( بچه ها باید توپ رو، از تونل انتخابی رول دستمال کاغذی( صورتی،آبی و..) با چرخاندن کل صفحه ی بازی،انجام می دادند): بچه ها در حین تکرار حدیث،ماسک های زیبا درست کردند و کلی شاد شدند و حسابی بازی کردند: ​​​​​​ مربی: مرثا نورانی ...
24 دی 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی "هذا بیان للناس")

  سینی  یکبار مصرف کیک را، به خوبی شسته بودم،قرار شد با قرار دادن این سینی، روی سر هر کدام از بچه ها،تصاویر جالب و خلاقانه ای توسط بچه ها،آفریده شوند،هیجان بچه ها وصف ناشدنی بود. آیه ی این جلسه مون در مورد خود قرآن بود: داستان حضرت نوح(ع) را با کمک بچه ها،بازگو کردیم: بچه ها نقاشی کشیدند و آن ها را تبدیل به پازل کردند: و آخر سر هم بازی های تمرکزی،زینت بخش کلاسمان بود: مربی: مرثا نورانی ​​​​ ...
21 آذر 1396

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول51 (جشن عسلانه)

زنبور کوچولوی روی دیوار لبخند زیبایی به بچه ها می زد. مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه داد: پیامبر عزیز ما   خنده به لب سلام می داد به هر کی حتی بچه ها   بچه ها از سلام اون خوشحال و خندون می شدند. کوچه ها از سلام او مثل گلستون می شدند. بزرگترها  کوچیکترا  مبارکه  عید شما واای چه بچه های ناز و سرحالی،حتما صبحونه شون رو خوب خوردند.کیا عسل می خورند؟ عسل چه رنگیه؟ چه مزه ایه؟  بچه ها: شیرین و خوشمزه است. مجری: مامان های عزیز،الان بچه ها زنبوری می شوند به شما می گویند چرا عسل ان قدر،شیرین و ...
20 آذر 1396

قاصدک خوش خبر ، اومد ربیع الاول27(ترجمه جشن عسلانه(2) به زبان انگلیسی( نمایش خلاق خونه ی کی از همه محکم تره!))

  «بسم الله الرحمن الرحیم» به مناسبت میلاد پیامبر عزیزمون و امام جعفر صادق (علیه السلام) یه جشن داشتیم برای بچه های به نام عسلانه توی جشن عسلانه، قرار شد بچه ها، نمایش خلاق"خونه ی کی از همه محکم تره؟" رو بازی کنند. بچه ها از این که خودشون می توانستند نقش آفرینی کنند،بسیار خوشحال بودند و کاملا همکاری می کردند. این نمایش بر اساس ایه ی40 سوره توبه که به داستان پناه بردن پیامبر به داخل غار اشاره می کنه،نوشته شده است. In the name of God, The Compassionate, The Merciful On the occasion of birthday of our great Prophet (PBUH) and Imam Sadiq (PBUH), we intended to...
12 آذر 1396

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "و ثیابک فطهر")

  آیه ی این جلسه در مورد نظافت و پاکی لباس ها بود،در مورد این موضوع نظر بچه ها رو جویا شدم. عکس پیراهن و شلواری رو، روی کاغذ کشیده بودم و روی آن چسب نواری زده بودم،با ماژیک، لباس مثلا آلوده می شد و بچه ها با برس شستشو،لباس را پاکیزه می کردند و آیه رو تکرار می کردند. بعد،به کمک بچه ها، لباس هایی رو کشیدیم و بچه ها اون ها رو رنگ کردند و پس از دوربری آن ها،لباس ها رو مثلا شسته و روی طناب پهن کردیم؛ در طی تمامی این مراحل بچه ها آیه و شعر مرتبط رو تکرار می کردند. وبعد هم،انواع بازی ها  با طناب رو داشتیم؛ طناب زدن،از زیر طناب رد شدن؛ چون زی...
5 آذر 1396

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "لایسخر..")

  ​​​​​​چون این جلسه ی کلاسمون، نزدیک اربعین بود با مقدمه ی سفر و وسایل نقلیه بحث رو شروع کردم.؛ بچه ها، هم پازل وسایل نقلیه رو درست کردند. بعد،همه ی بچه ها هواپیما شدند و به کربلا رفتند و به امام حسین (ع) سلام دادند. بعد،قصه ی جذاب عقاب مغرور رو شنیدند؛ عقابی که به پرهای قوی و چشم های تیزبین خودش می نازید و پرنده های دیگر رو که می خواستند توی مسابقه ی قوی ترین و شجاع ترین پرنده شرکت کنند رو مسخره می کرد ولی سرانجام،پلیکان که در حین مسابقه  بچه موشی که داخل آب افتاده بود و جان اون رو نجات داده بود،برنده ی قوی ترین پرنده شد؛ (بچه ها چشم هاشون رو مثل عقاب تیز کرده اند.) ...
21 آبان 1396

کلاس شیرین تر از عسل (آیه ی تتفکروا)

  قرار بود بچه ها،خوب فکر کردن را بیاموزند؛ وقتی که گم می شوند چه کاری انجام دهند؟، وقتی برادر یا خواهر کوچکتر آن ها،اسباب بازی هایشان را برمی دارد چگونه بدون ایجاد تنش،مساله خودشان را حل کنند،به زیبایی های طبیعت اطراف خود نگاه کنند و خوب فکر کنند،در روزهای سرد زمستانی،فکر کنند که چگونه می توانند خودشان را سرگرم کنند و... بچه ها به جوجه تیغی که می خواست بره خونه ی خرگوش جونی کمک کردند تا بندهای کفشش رو ببنده؛ و در تقویت عضلات ریز انگشتانشون و هماهنگی چشم و دستانشون گامی برداشتند. بازی بعدی صدای کیه؟ صدای چیه؟ با چشم بسته بود: ...
15 آبان 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد