سفینه

برگزار کننده ی تخصصی مراسمات مذهبی ویژه کودکان

غدیرانه 42(همه باید بدونند؛مولا علی امیره)

"به نام خدا " 😇ابتدای جشن برای اینکه بچه ها جمع شوند سه کارگاه طراحی شده بود که در یکی از این کارگاه ها عبارت :"من کنت مولا فهذا علی مولا" بر روی کاغذ های بزرگ دیواری نوشته شده بود و درونش با مربع پر شده بود و تعدادی گل های ریز و رنگارنگ به همراه برگ هایش  آماده شده بود تا بچه هایی که زود تر در جشن حاضر میشدند ، با کمک چسب ماتیکی به دلخواه خودشان گل ها را داخل آن می چسبانند و حتی می توانستند خودشان گل ها را برش بزنند و به سلیقه خودشان بچسبانند:  🙂در کارگاه بعدی تصویری از غدیر وجود داشت که صورت یکی از بیعت کنندگان رو به صورت دایره ای درآورده بودیم و بچه ها می توانستند صورتشان ...
4 شهريور 1398

غدیرانه 41 ( دکلمه ی گروهی برای عید غدیر)

بسم الله الرحمن الرحیم الف : اگر او سبب کمال دین است ... ب : اگر او از پیامبر و پیامبر از اوست... الف :اگر او دروازه ی شهر علم و پیامبر مدینه آن است... ب:اگر او محبوب خدا و پیامبرش است... ج: اگر او این چنین است... الف و ب و ج : چه کسی قادر است امام علی (ع) را به حقیقت معنوی اش بشناسد؟ الف و ب و ج :بارالها ! توفیق مان ده که لحظه لحظه ی زندگی مان علی گونه باشیم... د : غدیر فراموش شدنی نیست ، از یاد رفتنی نیست. ج: غدیر در درون دل های مومنان و سینه های راهیان حق و عدالت زنده و جاودانه است. الف:غدیر تنها یادآور سه شبانه روز ماندن پیامبر و صد و بیست هزار حاجی مسلمان نیست. ب:غدیر آخرین منزلگاه...
3 شهريور 1398

غدیرانه 37(علی که بهترینه امام اولینه)

کلی بازی و شادی از همون اول؛ با گفتن "به نام خدا" مسابقه آغاز شد؛ "به نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش به وجود اومده" حالا نوبت بچه ها بود که سه بار تکرار کنند!! یکی از ابتکارات این جشن، این بود که با سبکی خلاقانه بخش هایی از خطبه ی غدیر برای بچه ها گفته شد؛ می پرسید چه جوری این جوری؛ به بچه ها کارت هایی داده شد که بخش هایی از خطبه غدیر روی اون ها نوشته شد بود، بچه ها باید لباس های مخصوص می پوشیدند و متن رو به روانی و شیوایی می خواندند. برای این کار بهشون زمان داده شد تا اون ها مشغول تمرین و آماده سازی بودند، بچه های دیگر، با تشویق غدیر...
30 مرداد 1398

غدیرانه 35(چه بی نظیره، عید غدیره)

  باز هم یه جشن شاد و زیبا به مناسبت عید بزرگ و قشنگ غدیر: بچه ها با بازی های مختلف،ذهنشون آماده شد تا قصه غدیر رو بشنوند؛ بازی ای مثل گرفتن ماهی های کوچولو با گیره مخصوص جهت تقویت عضلات ریز انگشتان و هماهنگی چشم و دست و ورودی به بحث برکه ی دوست داشتنی غدیر:  بازی جذاب و اختراعی بعدی، بازی " غواص شو" بود که توضیحش رو در زیر می بینید:   بعد از شنیدن داستان غدیر، حالا بچه ها در حالی که زمزمه ی "من کنت و مولاه، فهذا علی مولاه" گوش دلشون رو نوازش می کنه از بین دو دست دو مربی رد می شوند و شادی مضاعفی به جشن داده میشه: ...
29 مرداد 1398

غدیرانه 36(خوشحال و شاد و خندانم قدر مولا را می دانم)

یه جشن با شکوه و به یادماندنی دیگه به مناسبت "عید بزرگ غدیر": چون تعداد بچه ها زیاد بود و برای این که به راحتی بتوانند بازی های مختلف رو تجربه کنند، با بستن ربان در دورنگ متفاوت به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول؛ بازی جذاب ماهیگیری با گیره رو انجام دادند: گروه دوم: بازی هیجان انگیز غواص شو: این دو بازی مقدمه ی داستان غدیر شدند و حالا بچه ها از بازی "من کنت مولاه، فهذا علی مولاه" لذت بردند؛ کیک و فشفشه و مولودیییی!! پرتاپ توپ ها با بالا و پایین کردن پارچه به همراه مولودی و کلی شا...
29 مرداد 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد