سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

شیرین تر از عسل(کارگاه بی نظیر "ماء طهورا")

یه کارگاه عالی،توی روزهای بلند تابستونی:   اول، دانشمند کوچولو ها یه آزمایش علمی انجام دادند و با خواص و ویژگی های خاص آب بیشتر آشنا شدند:  توی ظرف آب، کمی فلفل ریختیم و بعد انگشت خود رو داخل آن کردیم و تقریبا اتفاق خاصی روی نداد، ولی سپس انگشت خود رو با کمی مایع ظرف شویی آغشته کردیم و دوباره داخل ظرف فلفل و آب کردیم و این بار همه ی فلفل ها به گوشه ی ظرف به سرعت فرار کردند: این آیه و شعر رو تمرین کردیم و یاد آور شدیم نباید آب رو اسراف کنیم. برای بازی ها هم حداقل آب رو استفاده کردیم و آبی رو هم که بازی کرده بودیم را هم داخل باغچه ریختیم: باز...
11 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو (26)(حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

  بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی"(همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای...
6 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو(۲۵) کلاس شیرین تر از عسل،حدیث امام رضا(ع)

  توی این جلسه، لاک لاکی، یعنی عروسک لاک پشت کوچولو، به من خیلی کمک کرد. حدیث این جلسه مون ، در مورد پاکیزگی و نظافت بود که لاک لاکی هیچ چیز در مورد آن نمی دانست!!!   لاک لاکی،نمی دانست شامپو چیه؟ وقتی  مربی، شامپو را نشان بچه ها و لاک لاکی می دهد،لاک لاکی می گوید:«این چیه؟ اون رو می خورن؟؟؟» اون وقت صدای خنده ی بچه هاست که به مربی انرژی می دهد برای ادامه ی کار!   بعد، تمام لوازم بهداشتی مثل: شامپو،صابون،شانه،مسواک و...به بچه ها نشان داده می شود و بعد چشم بچه ها را می بندیم،و حدیث مورد نظر را می خوانیم و بچه ها با قدرت لامسه ی خود...
3 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو(21)گزارش جشن خواهر و برادر بهشتی

بسم الله الرحمن الرحیم السلام ای حضرت سلطان عشق یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست. پنجره رو وا کنید. خورشید رو پیدا کنید آب بپاشید تو ایوون  گل بکارید تو گلدون عید اومده بچه ها  باشه مبارکه شما بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت  کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود. ...
2 مرداد 1397

مسافر قطارکوچولو(20)(جشن کبوتر کوچولوی حرم)

  :مجری با نام خدا ،جشن را آغاز می کند به نام خوب خدا خدای آسمان ها خدای دشت و صحرا خدای کل دنیا و سپس ادامه می دهد: وقتی می گویم سلام گل میریزه از لبام میاره شادی هارو گلی به نام سلام بچه های گلم سلام, عزیزای دلم سلام     حالتون خوبه بچه ها؟ بچه ها:بللللله مجری: نه بچه ها جونم بهتر از اینم میشه جواب داد, وقتی من میگم حالتون خوبه, شما بگید خداروشکر خب سرحال و قبراق هستید؟ خوشحال و خندون هستید؟ خسته که نیستید؟ کی خستس؟ شیطون, اگه گفتید چرا شیطون خستس بچه ها؟ آفرین, چون شما بچه های خوب به حرفش گوش نمیدید, هی شیطون میگه کار بد بکنید, ولی شما فقط به حرف خدا جون گوش میدید و...
2 مرداد 1397

مسافر قطار کوچولو(14)(جشن کبوترانه بمناسبت میلاد امام رضا(ع))

  گزارش مختصرجشن کبوترانه بمناسبت میلاد امام رضا(ع) ابتدا مادرها و بچه ها با همدیگه یک دایره بزرگ تشکیل دادن و دورتادور هم نشستیم. مجری شعر گونه ابتدا نام خدا رو و سپس سلام به بچه داد واز بچه ها خواست هر چی که میگه بعدش بگن "بسم الله"   بعد از اون با یک توپ کاغذی که به سمت بچه ها مینداخت ازشون میخواست خودشونو معرفی کنند و بقیه هم به کسی که خودشو معرفی میکرد خوشامد میگفتن . که این قسمت ماجراها داشت چون بعضی بچه ها توپ رو خیلی محکم پرتاب میکردن یا بعضی ها ،هدفگیری شون خیلی جالب بود... سپس برای بچه ها در اسم جشن و علت نامگذاری و روز میلاد امام رضا صحبت شد و ...
1 مرداد 1397

گزارش کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی احترام به پدر و مادر)

  بچه ها، داستان بچه خرگوشی رو شنیدند که موقع مهمونی رفتن با مادرش همکاری نمی کرد و لباس های مهمانی اش رو نمی پوشید،آخر قصه،خرگوش کوچولو به اشتباه خودش پی می بره؛ خرگوش کوچولو می خواد کفش هایش رو بپوشه ولی نیاز به کمک بچه ها داره. بچه ها، بند های کفش خرگوش کوچولو رو می بندند و با نحوه گره زدن آشنا می شوند وبه تقویت عضلات ریز انگشتان و هماهنگی چشم و دست می پردازند. آیه این جلسمون که احترام به پدر و مادر بود؛ بچه ها،در حین تکرار آیه، با توپ های رنگی و نوار چسب پهن، ریسه ی رنگی درست کردند و حسابی کیف کردند و هیجاناتشون تخلیه شد و با نشاط تر از قبل به کلاس ادامه...
31 تير 1397

مسافر قطار کوچولو(11)(حوض فیروزه ای 2 )

 بخش دوم: مجری به سمت سفینه خلاق وحوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن می ده بهشون و می گه: بیا سفینه ی خلاق این ماهی ها رو بریز توی حوض کوچولو تا هم رنگ و وارنگ شه و هم پولک هاشون برق بزنن و حوض کوچولو هم بدرخشه. مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟  سفینه ی خلاق: من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، حوض من که فواره نداره؟ حالا باید چیکار کنم؟ مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه باز ی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. اون وقت تو سنگ رو با خودت ببر مشهد و اونجا بده به...
30 تير 1397

مسافر قطار کوچولو9(جشن شمس الشموس)

  قرار بود توی جشن میلاد امام مهربون،بچه ها با یاد گیری اطلاعاتی پیرامون زندگی امام رضا(علیه السلام) رمز گشایی کنند تا در جعبه ی ما باز بشود و یک کتاب خوب به بچه ها معرفی بشه.و اما توضیح: همون جور که توی تصویر می بینید روی در این جعبه ی ما،یک سری عدد نوشته شده که مربوط به زندگی امام رضای مهربون هستند و بچه ها باید این ارتباط رو کشف کنند. عدد۱۱ : ۱۱ ذی القعده روز تولد امام هست. عدد۱۴۸: سال تولد حضرت. عدد۵۵: طول عمر پر برکت امام رئوف عدد۳۵: امام،در ۳۵ سالگی به امامت رسیدند. عدد ۲۰: امام رضای مهربون ۲۰ سال امام بودند و بعد به شهادت رسیدند. عدد ۱۱: ماه ذی القعده یازدهمین ماه قمری است که ماه تولد حض...
29 تير 1397

کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی سلام کردن)

  بچه ها حدس می زدند که زیر هر لیوانی کدوم حیوون قایم شده و زودتر می توانند بهش سلام بدهند، آخه آیه این جلسمون در مورد سلام کردن بود، ؛ با این بازی بچه ها حافظه شون رو هم تقویت می کردند: بازی بعدی،حمل عروسک ها با پشت دست  در حالی که شعر و آیه مد نظر خوانده می شد از رود خانه ی خیالی و نجات حیوانات  و رساندن اون ها به مادرها و زودتر سلام گفتن بود  که این بازی افزایش دقت و تمرکز رو در پی داره. بچه ها آدم آهنی می شدند و کارهای مختلف مثل حرکت در جهات مختلف، نقاشی کشیدن، مسواک زدن و... انجام می دادند، ...
25 تير 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد