سفینه

جشن تولد انقلاب(27)(تیراندازی)

  در سالروز میلاد بانوی صبر و استقامت، کلاس "پیام شادمانی" یک ساله می شد،پس به مناسبت این میلاد بزرگ،دهه ی فجر،تولد یکی از بچه ها،یک اردو حسابی ترتیب دادیم؛ اردو در سالن تیراندازی در یک روز برفی: بچه ها تیر اندازی کردند: شعرها و سرودهای انقلابی خواندند: برای دوستشان تولد گرفتند: مولودی زیبا و کوتاهی رو در مورد "عمه سادات" تمرین و اجرا کردند: این هم متن مولودی: کلی بازی نشستنی انجام دادند: هماهنگی و اجرا: مرثا نورانی ...
23 بهمن 1397

جشن تولد انقلاب(19)(جشن«بهترین روز دنیا(3)»)

  «به نام خدای مهربون» به نام خدای جهان آفرین     به این آفرینش هزار آفرین بخش سوم مجری: یه سؤال؟ هواپیما هم خاطره ای از اون روز داشت؟؟ مجری از قول سررسید می گه: بله یادمه هواپیما همیشه می گفت، اون روز من از بالا همه چیز رو می دیدم. همه ی خیابونا پر از آدم بود. همه ی مردم برای دیدن رهبرشون امام خمینی (قدس سره الشریف) از خونه هاشون اومده بودن بیرون، آخه قرار بود بعد از 15 سال امام و رهبر مهربونشون رو ملاقات کنن. اون ها توی تمام خیابونا گل گذاشته بودن و هر کسی هم یه شاخه گل دستش بود. مردم پر جنب و جوش بودن و هر کسی، هر کاری که می تونست، انجام ...
21 بهمن 1397

جشن تولد انقلاب(18)(جشن«بهترین روز دنیا(2)»)

  «به نام خدای مهربون» به نام خدای جهان آفرین     به این آفرینش هزار آفرین بخش دوم مجری از قول ساعت می گه : خب حالا که ما رو بردید، توی حال و هوای اون روزها، بذارید من هم واستون خاطره های اون روزها رو تعریف کنم. مجری از قول ساعت می گه : ماجرا از وقتی شروع شد که، آدم های ظالم و خائنی مثل شاه به خودشون اجازه دادن هرجوری دلشون می خواد، با مردم کشورمون رفتار کنن و هر بلایی که می تونستن سر مردم بیارن. اون ها به  مردم زور می گفتن، خانه ها و زمین هاشون رو به زور از دستشون در می آوردن و به نام خودشون می کردن، تازه ا...
21 بهمن 1397

جشن تولد انقلاب (17)(جشن«بهترین روز دنیا(1)»)

  «به نام خدای مهربون» به نام خدای جهان آفرین     به این آفرینش هزار آفرین بخش اول مجری در حالی که، با یه سر رسید و ساعت قدیمی کلنجار می ره کلافه است می گه: ای بابا، اصلا نمی دونم چه اتفاقی واسه شما دو تا افتاده، آخه من امروز کلی کار دارم، کلی برنامه دارم که همه رو، این تو یادداشت کردم، کلی قرار دارم که باید سر ساعت به قرارهام برسم. عجیبه!!!! انگار باید بی خیال شما دو تا شم، می گرده که اطرافش یکی رو پیدا کنه که ازش تاریخ و ساعت بپرسه که بچه ها می بینه. و رو به بچه ها می گه: اِ بچه ها سلام. شما اینجایین...
21 بهمن 1397

جشن تولد انقلاب(13)(متن کامل جشن«زمستون هم بهاره(1)»)

  «به نام خدای مهربون» سلام در این جشن، مجری با هواپیمای امام خمینی(ره) مواجه شده و از زبان او، با بیانی کودکانه وقایع و خاطرات انقلاب ، بازگو می شه. دوستانی که با کار ما آشنایی دارند می دونند که هر جشن بنیاد سفینه،دارای ورود ویژه و خاصیه تا مخاطب در بدو ورود با سئوال مواجه شده و انگیزه و رغبت او به شرکت در برنامه افزایش پیداکنه و اما ورود ویژه: تکان دادن پرچم ایران و خواندن شعر: سلام به پرچمي كه نشان ايمان ماست سبز و سفيد و قرمز پرچم ايران ماست   مجری پس از: بسم الله الرحمن الرحیم کارهای ما ...
18 بهمن 1397

کلاس شیرین تر از عسل(سوره ی فیل)

قرار بود توی این جلسه،سوره ی فیل رو تمرین کنیم ؛ پس، بچه ها با آغشته کردن پاک کن سر مداد با رنگ و ایجاد طرح های زیبا، فیل کوچولو رو رنگ کردند و به صوت دلنشین سوره ی فیل گوش دادند؛ داستان سوره ی فیل رو همه ی بچه ها شنیده بودند و فیلم "فیلشاه" رو بهم یادآوری می کردند؛ با گل و خاک رس، انواع فیل های بامزه رو درست کردند و سوره ی فیل رو زمزمه کردند؛  بازی های هیجانی با تحرک بالا هم که پایان بخش هر جلسه مون هست؛ مربی:مرثا نورانی مکان:مرکز آفرینش های آفتاب(مهد آفتاب) ...
11 بهمن 1397

بانوی بی نشونه21(شناخت بیشتر حضرت زهرا(س)))

  بچه ها،بازی معکوس انجام دادند یعنی وقتی گفته می شد دست راست بالا،می بایست پای چپ خودشون  رو بالا می بردند،وقتی گفته می شد بشین می بایست می ایستادند و...و بعد از انجام هر حرکت،این شعر رو که در مورد حضرت زهرا(س) بود رو می خواندند: فاطمه دختر نبی(ص)  همسر ویاور علی سختی کشید تو زندگی به جرم یاری علی(ع)   بچه ها،با بازی ماهیگیری،یک حدیث از حضرت زهرا(س) یاد گرفتند.   بچه ها بازی «من و خیمه» رو هدیه گرفتند؛  که باید عروسک های انگشتی رو خودشون درست می کردند،. و بعد تعزیه اجرا می کردند.   ...
10 بهمن 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد