سفینه

مسافر قطار کوچولو (32)(جشن امام رضایی به همراه عمو روحانی ها)

"به نام خدا" 😇 یه جشن خوب امام رضایی به همراه "عمو روحانی های مهربون" 🙂 بچه ها حسابی تو این جشن، بازی کردند؛ 🙂 با چشم بسته، مسیری رو رفتند و با تشویق دوستانشون، شئ مورد نظر رو برداشتند و با خودشون آوردند؛ 😇 داستان عنایت امام رضای مهربون(ع) به مرد سلمونی رو به صورت نمایش جالب دیدند و لذت بردند؛ 😇 بازی مورد علاقه ی بچه ها؛ "بپر بالا،بپر پایین، بکن یه کار خوب حالا"بود؛ بچه ها بعد از شنیدن این عبارت، در حالی که بالا و پایین می پریدند با گفتن شماره 3 می بایست در حال انجام یک کار خوب، متوقف می شدند؛کارهای مثل نماز خواندن، کمک به پدر و مادر، وضو گرفتن، ...
29 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (31)( گزارش جشن "طعم زیارت"(۲))

👌توی این جشن مون، بعد از نمایش خلاق"حرف طلایی" کار جدید و جذاب بعدی که داشتیم درست کردن فشفشه ای جدید بود،یک آزمایش انجام دادیم که مادران هم تماشا کردند تا در خانه برای بچه ها انجام دهند. 🙂و اما آزمایش: 🙂برای انجام آزمایش، بشقاب گودی را برداشتیم و درون آن مقداری شیر ریختیم و سه رنگ مختلف در سه گوشه ی ظرف ریختیم و سپس درظرف دیگری کمی مایع ظرف شویی ریختیم و گوش پاک کنی که از قبل آماده کرده بودیم را به مایع ظرف شویی آغشته کردیم و وسط ظرف شیر گذاشتیم که رنگ ها به صورت آتشفشانی، چرخش و با یکدیگر مخلوط شدند و همزمان مولودی کودکانه ی مورد نظر را خواندیم که این آزمایش برای بچه ها بسیار جذاب بود. ...
26 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (30)(گزارش جشن"طعم زیارت(۱)")

  "به نام خدا" 🙂ابتدا برای جمع شدن همه ی بچه ها شعر خواندیم (شعری که قرار است زمان درست کردن فشفشه ها باهم بخوانیم را تمرین کردیم.)  شعر : از راه دورباشادی --- با اون دل های کوچک  همه میگیم رضا جان --- تولدت مبارک  همه میگیم امام جان --- تولدت مبارک  😇بعد از نام و یاد خدا. رفتیم سراغ بازی ماهیگیری که به شدت بچه ها را جذب خود کرد و بچه ها از آن بسیار استقبال کردند، به طوری که  جایزه ی هر بخش بود و هر کس که در هر بخشی از مسابقات برنده می شد این بازی را به عنوان جایزه اش انجام می داد و آنقدر این بازی را تکرار کردیم که همه ی بچه ها این بازی را انجام دادند؛ 😇این بازی به این صورت...
25 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (29)(گزارش جشن گل باروون)

"به نام خدا" 🙂ابتدای جشن، بچه ها و مادرها یه دایره ی بزرگ تشکیل دادند و مربی با گفتن:"حضرت معصومه یه باغی داشت؛لای لای لای لای تو یه باغش یه گلی داشت لای لای لای لای اسم گل اش هست؟؟" با این عبارت می خواست تا بچه ها خودشون رو معرفی کنند. 😇بعد در حال مولودی خواندن فضا گل بارون شد: 🙂حالا باید بچه ها گل ها رو جمع می کردند اما با یه روش خاص؛ 🙂هر کس دو صفحه ی نمدی داشت که روی یک ورقه می ایستاد، سپس گل رو بر میداشت و برای حرکت به جلو، خم می شد ورقه ی جدید رو می گذاشت  روی زمین و روی اون قرار می گرفت و ورقه ی قبلی رو از روی زمین بر می داشت و بدین ترتیب به حرکت خودش ادامه می داد؛ ...
24 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(27)(کلاس شیرین تر از عسل؛حدیث امام رضا(ع))

(به نام خدا) 😇حدیث روز:( من اخلاق الانبیاء التنظف . اگر می خوای خوب باشی تو مثل پیامبران باید پاکیزه باشی همیشه وهرکجا.) 😇به دلیل اینکه این جلسه در دهه ی کرامت برگزار شده بود و رعایت بهداشت و نظافت در شیوه ی زندگی بچه ها تاثیر زیادی دارد ، این جلسه را به امام رضا (علیه السلام ) و حدیث ایشان درباره ی بهداشت و نظافت اختصاص دادیم. 😇در اولین مرحله، بازی ای با بچه ها کردیم که هم باعث تقویت هماهنگی بینایی و دهان می شود و هم بازی مربوط به امام رضا (علیه السلام) است و باید بچه ها کبوتران را به گنبد طلایی آقا (که از قبل ساخته شده بود ) برسانند. 😇بازی اول به طوری بود که باید نی را روی سطح کبوترانی کاغذی که د...
22 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (26)(حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

  بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی"(همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای...
22 تير 1398

مسافر قطارکوچولو(۲۳)(جشن حوض فیروزه ای 3))

بخش سوم مجری سنگ ها رو برای حوض می بره و می ده بهش و می گه بیا این هم سنگ، این ها رو با خودت ببر. مجری رو به بچه ها می گه: حوض فیروزه ای ما خیلی خوشحاله و کلی ازتون تشکر می کنه، اون می گه با یه عالمه کبوتر      دوست شده و قرار شده کبوتر ها بیان و کمکش کنن و حوض و سنگ ها و ماهی ها رو ببرن مشهد حرم امام رضا«علیه السلام» تا اونجا همه با هم یه جشن تولد با شکوه برای امام رضا«علیه السلام» بگیرن. باشه حوض فیروزه ای کوچولو، برو. امیدوارم که جشن باشکوهی برگزار کنی. خدا نگهدارت. من و بچه ها هم اینجا یه بازی دیگه با هم می کنیم و یه سلام هم به ام...
20 تير 1398

مسافر قطارکوچولو(۲۲)(جشن حوض فیروزه ای (2))

بخش دوم: مجری به سمت حوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن بهش می ده و می گه: بیا حوض کوچولو این ماهی ها برای تو تا توهم رنگ و وارنگ شی و هم پولک هاشون برق بزنن و تو هم بدرخشی. مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟ و باز گوشش رو تیز می کنه و بعد رو به بچه ها می گه : می دونین حوض     کوچولو چی می گه؟ می گه : من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، من که فواره ندارم؟  حالا باید چیکار کنم؟ مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه باز ی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. او...
19 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(21)گزارش جشن خواهر و برادر بهشتی

بسم الله الرحمن الرحیم السلام ای حضرت سلطان عشق یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست. پنجره رو وا کنید. خورشید رو پیدا کنید آب بپاشید تو ایوون  گل بکارید تو گلدون عید اومده بچه ها  باشه مبارکه شما بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت  کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود. ...
19 تير 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد