سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

مهمون کوچولوی خدا38(جشن «مهمان ویژه ی خدا)

    در بدو ورود به مهمانان ویژه جشن, یعنی همان روزه اولی ها و دومی ها و سومی ها کارت مخصوص که رویش فرشته ای در حال بال زدن کار شده بود و همچنین،تاج مخصوص اهدا شد. درون کارت شعری که بچه ها باید در طول جشن می خواندند هم گذاشته شده بود. اجرای جشن با شعر بسم الله و سلام و حال و احوال پرسی با بچه ها شروع شد, ننه نقلی هم وارد جشن می شود و بعد از خوش و بش با بچه ها مجری و ننه نقلی برای بچه ها توضیح می دهند که ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خداست و خداوند در این ماه با نعمت ها و ثواب های فراوان از بندگانش پذیرایی می کند و هر کار خوبی که قبل مثلا انقققد ثواب داشته در این ماه انقققققققققد ثواب داره, و اینکه این جشن...
21 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 36(دست های کوچک بخشنده)

   جشن "دست های کوچک بخشنده" ۱. شروع برنامه با شعر گونه بسم الله, سلام و احوالپرسی همراه با شعر ۲. برای سرحال شدن بچه ها چند حرکت ورزشی همراه با شعر انجام دادیم. ۳.همراه با تبریک عید به بچه ها و توضیح مناسبت جشن, مولودی خوانی کودکانه و پخش شکلات صورت می گیرد. ۴.در این زمان ننه نقلی وارد جشن می شود و بعد از خوش و بش با بچه ها همراه با مجری، قضیه میلاد امام حسن و نامگذاری ایشون از سوی خداوند رو برای بچه ها به صورت مصور تعریف می کند. معنای نام امام و خصلت بخشندگی ایشان توضیح داده می شود. ولی تا صحبت از مهربانی امام حسن (ع) با حیوانات می شود به بهانه هم زدن آش افطاری مهمونا و نوه هاش...
20 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا35(گزارش جشن «مهمون کوچولوها ی خدا»1)

  بخش اول: ورود ویژه: بچه ها به صف می ایستند و توسط دو مربی که دم در ایستاده اند قرآن رو روی سر بچه ها می گیرن، بچه ها قرآن رو می بوسن  و از بین دو مربی که در حال خواندن شعر زیر هستند وارد سالن جشن می شود، و اما شعر: می خوایم بریم یه مهمونی      مهمونی آسمونی می خوای رازش رو بدونی     باید با قرآن بمونی   مجری می گوید: به نام خدا، بسم الله  مشکل گشا، بسم الله همیشه بر لب ما   اسم خدا، بسم الله ما را بود نگه دار در هر کجا، بسم الله   و در ادامه: بچه ها جونی سلللاااام،ح...
20 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 34(حسن یعنی..)

خاله صحبت می کرد که چطور حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام، اسم « حسن » را برای کودکشان انتخاب کردند. او با مهربانی گفت: « حسن ، یعنی نیکی و نیکوکاری و امام حسن علیه السلام همیشه اهل نیکوکاری و کارهای نیک و پسندیده بودند؛ درست مثل پدر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام که هیچگاه کمک به فقیران، نیازمندان و کودکان یتیم را فراموش نکرد».   منبع:http://bustannoor.blogfa.com تهیه و تنظیم: ساجده طالبی ...
20 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 33(ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام شعر کودکانه)

پس از امام اولم پس از امیر المؤمنان امام دومم حسن (علیه السلام) به جای او امیر شد به  یاد و نام  پاک او گرفته باغ زندگی امید و شکل دیگری ببین چه دلپذیر شد شاعر : مهدی وحیدی صدر منبع : بوستان نور تهیه و تنظیم : ساجده طالبی   ...
20 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 32( ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام شعر کودکانه)

آي بچه­ ها آي بچه­ ها داريم دوازده تا امام                  كه جدشون پيامبره اول علي مرتضاست                 دوم عزيز حيدره حسن( علیه السلام )امام دومه                 لقب گرفته مجتبي زهرا( سلام الله علیها )نام مادرشه              باباش علي مرتضي  ...
19 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 31(داستانهاي كودكانه (3) از زندگي امام حسن مجتبي علیه السلام)

دعوت كودكان روزي گروهي از كودكان مشغول بازي بودند. تا چشم آنان به امام حسن مجتبي ( علیه السلام ) افتاد، آن حضرت را به مهماني خود دعوت نمودند. امام حسن( علیه السلام ) نيز به جمع كودكان پيوست و با آنان غذا خورد. بعد هم آن بچه ها را به خانه خود دعوت كرد و به آنان غذا و لباس نو هديه داد.با اين همه محبت، امام ( علیه السلام ) فرمود:بخشش اين بچه­ ها بيشتر از من بود.آنان هرچه داشتند به من دادند، درحالي كه من بخشي از آنچه را داشتم، به آنان دادم.  منبع:مجموعه داستان دوستان(مهدي وحيدي صدر) كار خوب روزي امام حسن ( علیه السلام ) از كوچه ­هاي مدينه مي­ گذشت.درحالي كه بچه&...
19 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 30(داستانهاي كودكانه (2) از زندگي امام حسن مجتبي علیه السلام)

مسخره نكردن امام حسن ( علیه السلام ) و امام حسين( علیه السلام ) در حال بازي بودند كه پير مردي را ديدند كه مشغول وضو گرفتن بود اما وضويش اشتباه بود.آنها دست از بازي كشيدند.كنار آب رفتند بدون اينكه او را مسخره كنند و يا اشتباهش را به رويش بياورند مشغول وضو گرفتن شدند و با صداي بلند (طوري كه پير مرد بشنود)، مي­گفتند وضوي من كامل­تر است تا پيرمرد نگاه كند.بچه­ ها به پير مرد گفتند: وضوي كدام­يك از ما كامل­تر است؟ وقتي وضوي بچه­ ها كامل شد، پيرمرد گفت : عزيزان من وضوي هر دوي شما صحيح است و من اشتباه مي­ كردم. منبع:داستانهاي بهشتي(دكتر اعظم فعال)     كودك خطيب ...
19 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 29(داستانهاي كودكانه (1) از زندگي امام حسن مجتبي علیه السلام)

  حيوان گرسنه امام حسن مجتبي( علیه السلام )در مكاني نشسته بود و غذا مي­خورد. در اين موقع،سگي جلو آمد و پيش روي حضرت ايستاد.در اين هنگام امام حسن( علیه السلام )يك لقمه غذا مي­ خورد و يك لقمه هم به سگ مي ­داد.يكي از دوستان حضرت گفت:اجازه بدهيد اين سگ را از اينجا دور كنم.امام( علیه السلام )به او فرمود:نه!هرگز اين كار را نكن!چون دوست ندارم درحالي كه غذا مي­خورم جانداري به من نگاه كند و چيزي به او ندهم.بگذار باشد،وقتي كه سير شد خودش مي­ رود. منبع:مجموعه داستان دوستان(مهدي وحيدي صدر)       اول همسايه يكي از شب­هاي جمعه امام حسن ( علیه السلا...
19 خرداد 1396

مهمون کوچولوی خدا 28(ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام شعر کودکانه)

پدرش بود علی (علیه السلام)           مادرش فاطمه (سلام الله علیها) بود مهربان مثل پدر               خیر خواه همه بود بود او در همه عمر           با بدیها در جنگ و بدش می­ آمد               از فریب و نیرنگ نگران اسلام                  نگران حق بود دل او...
19 خرداد 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد