سفینه

مسافر قطار کوچولو(27)(کلاس شیرین تر از عسل؛حدیث امام رضا(ع))

(به نام خدا) 😇حدیث روز:( من اخلاق الانبیاء التنظف . اگر می خوای خوب باشی تو مثل پیامبران باید پاکیزه باشی همیشه وهرکجا.) 😇به دلیل اینکه این جلسه در دهه ی کرامت برگزار شده بود و رعایت بهداشت و نظافت در شیوه ی زندگی بچه ها تاثیر زیادی دارد ، این جلسه را به امام رضا (علیه السلام ) و حدیث ایشان درباره ی بهداشت و نظافت اختصاص دادیم. 😇در اولین مرحله، بازی ای با بچه ها کردیم که هم باعث تقویت هماهنگی بینایی و دهان می شود و هم بازی مربوط به امام رضا (علیه السلام) است و باید بچه ها کبوتران را به گنبد طلایی آقا (که از قبل ساخته شده بود ) برسانند. 😇بازی اول به طوری بود که باید نی را روی سطح کبوترانی کاغذی که د...
22 تير 1398

مسافر قطار کوچولو (26)(حرف طلایی امام رضا علیه السلام)

  بچه ها، لی لی حوضک امام رضایی(ع) رو بازی کردند: مثل انگشت شست، کبوتر شدند و به امام مهربونشون سلام دادند:(همچنین به خواهر امام رضای مهربون سلام دادند:) بچه ها، کبوترانه بازی کردند؛ شبیه بازی کلاغ پر، با شنیدن کارهای خوب، دستشون رو مثل کبوتر بالامی آوردند و بق بقو می کردند و با گفتن کارهای اشتباه، یک " نه" جانانه و اپرایی می گفتند!  قصه ی " حرف طلایی"(همان حدیث سلسله الذهب ولی کودکانه) رو شنیدند:  کبوتر کوچولو ها برای...
22 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(۲۵) کلاس شیرین تر از عسل،حدیث امام رضا(ع)

  توی این جلسه، لاک لاکی، یعنی عروسک لاک پشت کوچولو، به من خیلی کمک کرد. حدیث این جلسه مون ، در مورد پاکیزگی و نظافت بود که لاک لاکی هیچ چیز در مورد آن نمی دانست!!!   لاک لاکی،نمی دانست شامپو چیه؟ وقتی  مربی، شامپو را نشان بچه ها و لاک لاکی می دهد،لاک لاکی می گوید:«این چیه؟ اون رو می خورن؟؟؟» اون وقت صدای خنده ی بچه هاست که به مربی انرژی می دهد برای ادامه ی کار!   بعد، تمام لوازم بهداشتی مثل: شامپو،صابون،شانه،مسواک و...به بچه ها نشان داده می شود و بعد چشم بچه ها را می بندیم،و حدیث مورد نظر را می خوانیم و بچه ها با قدرت لامسه ی خود...
21 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(21)گزارش جشن خواهر و برادر بهشتی

بسم الله الرحمن الرحیم السلام ای حضرت سلطان عشق یاعلی موسی الرضا،ای جان عشق سلام سلام به همگی،عیدتون مباررک،چه عیدی؟، بله ما تو دهه کرامت هستیم که اولش تولد بانوی مهربان،"حضرت معصومه(س)"هست و آخرش هم میلاد امام مهربان(ع)،امام رضا(علیه السلام)،امام هشتممون هست. پنجره رو وا کنید. خورشید رو پیدا کنید آب بپاشید تو ایوون  گل بکارید تو گلدون عید اومده بچه ها  باشه مبارکه شما بنیاد سفینه مثل هر عیدی دوباره جشن گرفت . عجب جشنی، یه جشن متفاوت  کار سختی بود، اما تجربه ی خوب و شیرینی بود. ...
19 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(11)(حوض فیروزه ای 3 )

  بخش سوم مجری سنگ ها رو برای سفینه ی خلاق می بره و می ده بهش و می گه بیا این هم سنگ، این ها رو با خودتون ببرین. سفینه ی خلاق: من و حوض فیروزه ای خیلی خوشحالیم و خیلی هم ممنونیم، خاله جون می دونین، من، با یه عالمه کبوتر دوست شدم و قرار شده کبوتر ها بیان و به من کمک کنن تا حوض وسنگ ها و ماهی ها رو ببریم مشهد حرم امام رضا«علیه السلام» تا اونجا همه با هم یه جشن تولد با شکوه برای امام رضا«علیه السلام» بگیریم. باشه سفینه ی خلاق، برو. امیدوارم که تو و حوض فیروزه ای کوچولو، جشن باشکوهی برگزار کنین. خدا نگهدارتون. مراقب خودتون باشین. سفینه ی خلاق: بچه ها جونم...
16 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(10)(حوض فیروزه ای 2 )

 بخش دوم: مجری به سمت سفینه خلاق وحوض می ره و ماهی هایی رو که بچه ها توی بازی قبلی گرفتن می ده بهشون و می گه: بیا سفینه ی خلاق این ماهی ها رو بریز توی حوض کوچولو تا هم رنگ و وارنگ شه و هم پولک هاشون برق بزنن و حوض کوچولو هم بدرخشه. مجری: چیه چرا باز هم ناراحتی؟ باز چی شده؟  سفینه ی خلاق: من دیدم که همه ی حوض های صحن امام رضا«علیه السلام»، فواره دارن، حوض من که فواره نداره؟ حالا باید چیکار کنم؟ مجری یه ذره فکر می کنه و می گه : آهان فهمیدم، من و بچه ها یه بازی با هم می کنیم تا بتونیم یه خورده سنگ واست جمع کنیم. اون وقت تو سنگ رو با خودت ببر مشهد و اونجا بده به ...
16 تير 1398

مسافر قطار کوچولو(9)(حوض فیروزه ای1)

  «بسم الله الرحمن الرحیم» مجری:بسم الله الرحمن الرحیم کارهای ما شروع می شه    با نام خدا جون همیشه           به ما می ده  هرچی بخوایم       مهربونیش کم نمی شه سلام به گل، به غنچه ها  سلام من، به بچه ها سلام می دم تا که دلم وابشه  روی لبام شکوفه پیدا بشه سلام سلام همگی سلام   هزار و سیصد تا سلام حالتون خوبه بچه ها؟؟خوش اومدین. خوش اومدین می دونید ما واسه چی دور هم جمع شدیم؟ خب ماه ذیقعده اومده این ماه با  دهه ی کرامت شروع می شه،اول ا...
16 تير 1398

شیرین تر از عسل(حدیث امام صادق(ع))

  حدیث این جلسمون در مورد نماز بود؛ با بچه ها در مورد موضوع حدیثمون گفت و گو کردیم؛ نماز حرف زدن با خدای مهربون هست و تشکری از نعمت های فراوانی که بهمون هدیه داده: بچه ها بعد از انجام بازی تیزبین(پیدا کردن تصاویر مشترک دو کارت در زمان بسیار کوتاه) با کارت های بازی،آدم هایی ساختند که در حال خواندن نماز بودند: بازی هرکی می خواد بنده بشه رو بازی کردیم؛( بچه ها بالا و پایین می پرند و مربی شعر زیر رو می خواند و بعد بچه ها باید رکنی از نماز رو که خواسته شده رو،انجام بدهند؛ مثلا: رکوع،سجده،تشهد و... هر کی می خواد بنده بشه یک گل پر خنده بشه پاک و درخشنده بشه به...
8 تير 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد