سفینه

بانوی بی نشونه 5(شهادت بانوی دو عالم شعر کودکانه)

این روزا خونه ی ما بوی عجیبی داره مامان داره رو دیوار پارچه سیاه می زاره میگم مامان این چیه؟ واسه چی این رنگیه؟ مامان با مهربونی میگه عزیز مادر پیامبر خوب ما داشته یه دونه دختر از اسمای قشنگش فاطمه (سلام الله علیها) ، زهرا (سلام الله علیها) ،کوثر این بانوی مهربون بعد باباش غریب شد به دست آدم بدا زخمی شد و شهید شد این پارچه های سیاه چادر خاکیشونه که یادگار مونده از  بانوی بی نشونه شاعر: سرکار خانم شلیلیان از اهواز ...
27 دی 1397

کودکانه مدافع حرمت هستم عمه جان زینب (سلام الله علیها) (15)(یه بار دیگه جشن"خواهر چه مهربووونه")

یه بار دیگه جشن خواهر چه مهربووونه! سفینه ی خلاق و خاله پرستار: بارون توپی و مولودی کودکانه: هدیه دادن نقاشی که خود بچه ها کشیده بودن به خاله پرستار: ساخت دستبند توسط بچه ها در شروع برنامه: لی لی رفتن بچه ها و آوردن جملات بهم ریخته و دادن به مادرهاشون؛ حمل توپ تخم مرغی با قاشق همزمان با مسابقه ی نفس گیری "یا زینب": مسابقه ی مولودی خوانی مامان ها: شعر و دعای مهدوی: با تشکر فراوان از خانم ها گوهری،مقدس زاده و...و همه دوستانشون مرثا نورانی ...
27 دی 1397

چگونه به پرسش‌ کودکان درباره خدا پاسخ دهيم؟

 اعتقاد به خدا در نهاد فطري همه افراد بشر وجود دارد، اما در مورد کودکان لازم است که حضور خدا در زندگي آنان را پر رنگ‌تر کنيم .    شناخت خداوند يک سير و يک مسير است که در هر فردي در طول زندگي‌اش با آن دست و پنجه نرم مي‌کند و در اين مسير دچار تغيير و تکامل مي‌شود .    اعتقاد به خدا در نهاد فطري ما وجود دارد اما بايد توجه داشته باشيم که نبايد با پاسخ‌هايمان ، سطح کنجکاوي فرزندانمان را بالا ببريم. مثلا ممکن است سوالاتي درباره اينکه خدا چه رنگي است؟ خدا کجا زندگي مي‌کند؟ خدا از کجا آمده و چکار مي‌کند؟ از سوي کودکان مواجه شويم ولي نبايد طوري به اين سوالات پاسخ د...
25 دی 1397

کودکانه مدافع حرمت هستم عمه جان زینب(سلام الله علیها)(11)(گزارش جشن خواهر چه مهربونه (3))

بخش سوم   سفینه ی خلاق یه نقاشی کشیده واسه خاله پرستار که به اون بده و به خاطر زحماتش ازش تشکر کنه. مجری از خاله پرستار می خواد که در مورد شغلش کمی برای بچه ها توضیح بده. خاله پرستار: چشم بچه ها ما پرستارها باید مراقب مریض ها باشیم،گاهی اوقات حتی شب تا صبح باید بیدار بمونیم، باید داروهاشون رو سر وقت بهشون بدیم، باید باهاشون مهربون باشیم و بهشون روحیه بدیم تا اینکه به لطف و یاری خدا بیماری شون هرچه زودتر خوب شه و برن خونه هاشون.  سفینه خلاق : خاله پرستار شما چقدر خوب و مهربونید، بفرمایید این نقاشی مال شماست. من خیییییلیییییی دوستتون دارم مجری: خب بچه ها جونم حالا دیگه شما هم می دونی...
21 دی 1397

کودکانه مدافع حرمت هستم عمه جان زینب(10)(گزارش جشن خواهر چه مهربونه (2))

بخش دوم سفینه ی خلاق، قلم دوش خاله پرستار شده و با هم وارد صحنه می شوند. خاله پرستار : آفرین خاله جون، قربونت برم. اینجوری خوبه ،شما که ان قدر قوی شدی،  باید به مامانی کمک کنی ؛ مثلاوقتی مامان نماز می خونه یا اینکه می ره حمام، شما باید مراقب خواهر کوچولوت باشی تا مامان برگرده و خاله پرستار،آهنگین می خوانه: وقتی مامان نباشه  مامان کوچولوش میشم وقتی بابا نباشه   بابا کوچولوش میشم مجری: بله، پسرم ،اونقدر بچه ی خوبیه خاله پرستار ، اونقدر به مامانش کمک می کنه ؛وقتی مهمون داریم ازشون پذیرائی می کنه، واسشون سوره های قرآنی که بلده می خونه، شعر می خونه، لطیفه می گه(در راستای جلب...
20 دی 1397

کودکانه مدافع حرمت هستم عمه جان زینب(9)(گزارش جشن خواهر چه مهربونه (1))

بسم الله الرحمن الرحیم جشن" خواهر چه مهربونه" به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) بخش اول:  مجری با دو تا بچه توی بغلش، وایستاده روی صحنه در حالی که شاخه گلی در دست داره ،یه پرستار در حالی که مشغول چک کردن فرمی که تو دستشه هست که یکهو اونا رو می بینه و همگی با هم می ترسند.(گل از دست مادر می افتد،مادر خم شده تا گل را بردارد،پرستار هم رویش را به سمت آن ها می کند و هر دو جا می خورند.) مادر و دو تا بچه واسه خانوم پرستار گل آوردن تا روزش رو بهش تبریک بگن. مادر : سلام خانوم پرستار خوبین؟ پرستار: سلام ممنونم شما خوبین ؟ چقدر خوشحال شدم دیدمتون. مادر : من و بچه ها اومدیم روزتون رو به شما تبر...
19 دی 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد