سفینه

مادران خلاق موفق ترند

   بچه بستنی می‌خورد... مادر خلاق به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.  مادر غیرخلاق دور دهانش را پاک می‌کند.  بچه نق می‌زند... مادر خلاق به کودکش نگاه میکند و از او میخواهد تا علت بدخلقیش را بدون گریه بگوید مادر غیر خلاق دعوایش می‌کند. پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند . و بعد برای آرام کردنش باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند .   بچه زمین خورده‌است... ...
31 ارديبهشت 1396

معلم عزیزم،روزت مبااارک6(شعر کودکانه ، معلم من )

  هفت ساله که شدم،رفتم مدرسه معلم یادم داد یک و دو سه درس اولم آب وبابا بود درس آخرم شکر خدا بود معلم آرام مرا می بوسید با خنده گرم چون گل خورشید نور امیدی معلم من برمن تابیدی معلم من منبع: کانال تلگرامی عمو رو حانی ...
12 ارديبهشت 1396

معلم عزیزم،روزت مبااارک5(شعر کودکانه)

  معلم عزیز و مهربونم  نام شما همیشه بر زبونم  بود و نبود من همه فدایت  که بوسه میزنم به خاک پایت(2) تو سرما و تو گرما در کنارم  تو بوده ای همیشه بیقرارم  تو داری از فرشته ها نشونی  تویی نشونه ای ز مهربونی(2) یادم دادی خوندن و با نوشتن  شمایی تا ابد تو خاطر من  همیشه بوده چون پدر و مادرم  دست نوازش شما بر سرم  معلم عزیز و مهربونم  نام شما همیشه بر زبونم  بود و نبود من همه فدایت  که بوسه میزنم به خاک پایت(2) محبت تو پاک و دل نش...
12 ارديبهشت 1396

معلم عزیزم،روزت مبااارک4(شعر کودکانه)

تو دفتر نقاشیم عکس یه گل کشیدم گلی از اون قشنگ تر دور و برم ندیدم روی گل قشنگم اسم تو را گذاشتم اسمی از اون قشنگ تر واسش سراغ نداشتم اسم تو را معلم تو را که مهربانی در باغ علم و ایمان همیشه باغبانی ...
10 ارديبهشت 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد