سفینه

بنیاد تخصصی کودک و ولایت

گزارش از کلاس باغ گل ها(آشنایی با سیب)

  بچه ها توی این جلسه،با نعمت سیب آشنا شدند. سیب رو دیدند،بو کردند،خوردند و از خواص آن برای دندان ها،پوست و سلامتی آگاه شدند. کاردستی درخت سیب رو درست کردند و شعر و داستان در مورد سیب یاد گرفتند.     سیب،سیب،سیب چه رنگی چه میوه قشنگی رو سیب سرخ نوشته که میوه ی بهشته    مربی:ریحانه قاسمی گزارش: مرثا نورانی ...
26 آبان 1395

در کیف بچه ها رو بازکنیم یا...؟

    خیلی از مادرها، عادت دارند پس از این که فرزندشان از مدرسه به خانه بر می‌گردد، به سراغ کیف  آن‌ها رفته و کیف فرزند خود را زیرو رو می‌کنند  و با این کار، در ذهن فرزند خود، این  پیام  را منتقل  می‌کنند که تو قابل اعتماد نیستی! تو توانایی انجام کارهای شخصی خودت  را نداری  و نیازمند یک مراقب هستی و از همین جا بذرهای  وابستگی،  بهویژه  وابستگی تحصیلی و عدم اعتماد به نفس را در فرزند خود، نهادینه می‌کنند. در صورتی که والدین باید بدانند مستقل شدن نیز مانند سایر مراحل رشد فرزندان، تدریجی بوده و در طول سال‌های کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد. ...
26 آبان 1395

گزارش از کلاس باغ گل ها(کاردستی جغد)

    بچه ها داخل درب پلاستیکی شیر،پنبه قرار دادند و کمی آب داخل آن ریختند. سپس انتهای هویج را روی پنبه ها قرار دادند.  درب شیرها را پشت پنجره قرار دادند و منتظر رشد و جوانه زدن هویج ها شدند. بچه ها به داخل حیاط رفتند و دو کیسه فریزر را با بیلچه های خود از خاک پر کردند.   پس از پر شدن کیسه ها،دو طرف کیسه با کش های کوچکی گره زده شد تا حس و حال شاخ های جغد کوچولو را به بچه ها بدهد. سپس بچه ها برای جغدشون با کاغذ رنگی و چسب،بال،نوک،چشم و پا درست کردند و حالا جغد های بامزه به بچه ها خیره شده بودند.     مربی:ریحانه قاسمی ...
24 آبان 1395

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(سلام علیکم)

  آیه ی این جلسه مون در مورد سلام کردن بود. ابتدا،بچه ها نمایش خرگوش کوچولو و بچه گاو رو  که در مورد سلام کردن بودن رو دیدند. با اداب سلام دادن و حدیث امام حسین(ع) در مورد اول سلام دادن آشنا شدند. بعد بچه ها از زیر پل های از جنس میز رد می شدند و به هنگام خارج شدن باید بلند سلام می دادند.   توی بازی بعدی یکی از بچه ها به داخل اتاق کناری می رفت و ناگهان در را باز می کرد و حالا باید می دیدیم که او اول سلام می دهد و یا دوستان او. توی بازی بعدی همه ی بچه ها دستانشون رو کنار گوششان می گذاشتند و مربی می گفت:«هر کی زودتر سلام بده بیشتر ثواب می بره» و بچه ها دس...
24 آبان 1395

گزارش از کلاس باغ گل ها(آشنایی با حبوبات)

  توی این جلسه بچه ها با حبوبات مختلف  و کاربرد آن ها در غذاهای مختلف آشنا شدند: لپه،عدس،لوبیا قرمز،نخود،چشم بلبلی و.. و با حبوبات داخل گل زیبایی رو به سلیقه خودشون تزیین کردند. سپس در حیاط،هر کدام از بچه ها نقش یکی از حبوبات را بازی می کرد و دنبال بازی هیجان انگیزی رقم خورد. مربی:ریحانه قاسمی تهیه و تنظیم گزارش:مرثا نورانی مکان: خانه کودکی ...
18 آبان 1395

گزارش از کلاس باغ گل ها(باغبون کوچولو)

  ابتدا بچه ها از داخل حیاط برگ های خشک شده را جمع کردند و بعد به سراغ برگ های مختلفی که مربی جمع کرده بود آمدند و برگ ها را لمس کردند و برگ های مشابه را دریک گروه بسته بندی کردند. و بعد مربی در مورد هر کدام از برگ ها تو ضیحاتی را به بچه ها داد؛برگ کدو حلوایی و خاصیت ضد سرماخوردگی آن و... بعد بچه ها با این برگ ها و برگ هایی که جمع آوری کرده بودند مشغول درست کردن کاردستی شدند. سپس باغبانان کوچک با بیلچه های کوچک خود،خاک ها را داخل الک ریختند و با الک کردن خاک،خاک نرمی را ایجاد کردند. سپس بذر ها را داخل خاک قرار دادند و آبیاری کردند. گذاشتن حصار با چوب بستنی دور بذرها و درس...
11 آبان 1395

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی الحمدلله)

  آیه این جلسه مون در مورد تشکر از نعمت های الهی بود پس به یادآوری نعمت هایی مثل اعضا بدن،خانواده و پدر و مادر، میوه ها و غذا ها و...پرداختیم. بعد برای تقویت عضلات ظریف دست و هماهنگی هرچه بیشتر دست و چشم بچه ها در حین تکرار آیه،نخ کاموایی رو از سوراخ های سبد رد می کردند و طرح های مختلف می آفریدند. بازی بعدی که با استقبال خوب بچه ها رو به رو شد؛بازی سبد پر از توپ بودکه از دسته های آن طنابی رد کرده بودیم و بچه ها در حالی که آیه را تکرار می کردند و سبد را تاب می دادند نباید توپ های داخل سبد به بیرون پرتاب میشدند. بعد برای تمرکز بیشتر،روی نعمت خانواده،بچه ها با پازل های چوبی م...
8 آبان 1395

گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "ولا تنازعوا")

  درس این جلسمون راجع به «دعوا نکردن» بود. بچه ها ابتدا یه نمایش عروسکی در همین زمینه دیدند و از بچه ها پرسیده شد که کدامیک از اون ها برادر و خواهر دارند؟ و آیا با اون ها مهربان هستند؟ بدون اجازه به وسایل اون ها دست می زنند؟ بعد آیه و شعر مدنظر به چهار بخش تقسیم شد و بازی تمرکزی 4 لیوان رو انجام دادیم؛(هر لیوان نماد یک بخش از شعر وآیه می شدند و هر وقت عروسک روی هر کدام از  لیوان ها قرار می گرفت،بچه ها باید همان بخش از شعر و آیه را می خواندند.) بعد از بچه ها خواسته شد که لیوان ها را به صورت برج در آورند که ابتکارات اون ها بسیار قابل تامل بود و در حین ساخت برج آیه و شعر مد نظر تکرار می ش...
5 آبان 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد