سفینه

برگزار کننده ی تخصصی مراسمات مذهبی ویژه کودکان

سرباز کوچک وطنم(1)(داستان :گرامی داشت هفته دفاع مقدس)

  هفته دفاع مقدس مباارک. بچه ها جونی ،سال ها پیش وقتی هنوز شما به دنیا نیامده بودید، سربازان بد صدام به کشور ما حمله کردند . آنها می خواستند شهرهای کشور ما را از ما بگیرند؛ اما جوانان  قوی کشورمون در مقابل سربازای  آدم بدا جنگیدند و آنها را از ایران بیرون کردند. ما شهیدان زیادی دادیم؛ اما به یاری خدای مهربان و به خاطر ایمانی که مردم ما داشتند، توی این جنگ پیروز شدیم. به یاد شهیدان جنگ و فداکاری های آنها، این یک هفته را به نام هفته دفاع مقدس نامگذاری کردند. در این هفته، بیشتر از هر وقت دیگری یاد و خاطره آن عزیزان را گرامی می داریم و با آنها دوباره پیمان می بندیم که نگذاریم خونشان پایمال ...
31 شهريور 1398

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 58 (گزارش همایش قاصدک(10) مسجد سید الشهدا)

  بعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رقیه ی سه ساله ی امام حسین(ع) یادمی کنیم قرار است چه تاثیری در زندگی امروز ما و کودکانمان داشته باشد. بچه ها قرار شد با کارهای خوبشان رقیه کوچولو رو یاری کنند،کارهایی مانند:گوش دادن به حرف پدر و مادر و مربیانشان،سلام دادن،خوش اخلاقی و بهانه نگرفتن در خرید و مهمانی ها و.... بعد آشنانی با عموی مهربون رقیه کوچولو؛«عمو عباس شجاع و قهرمان»  و یار عمو عباس شدن و ب...
31 شهريور 1398

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 57 (همایش قاصدک (9)در مسجد امام صادق(ع)

  بعد از سلام و احوال پرسی و قبولی گفتن عزاداری ها و شنیدن سرودملی کشورمون،بچه ها با صدای گریه ی دختر کوچولویی رو به رو شدند و آغازی برای دیدن نمایش کوتاه و تاثیرگذار «قاصدک» بود با هدف الگوسازی برای کودکان متناسب با سن و شرایط آنان و این که اگر امروز از رقیه ی سه ساله ی امام حسین(ع) یادمی کنیم قرار است چه تاثیری در زندگی امروز ما و کودکانمان داشته باشد. بچه ها قرار شد با فوت کردن قاصدک به کنار رقیه کوچولو بروند و با کارهای خوبشان او را یاری کنند،کارهایی مانند:گوش دادن به حرف پدر و مادر و مربیانشان،سلام دادن،خوش اخلاقی و بهانه نگرفتن در خرید و مهمانی ها و.... بعد آشنایی با عموی مهربون رق...
30 شهريور 1398

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) ۵۶ (قاصدک(8)گنجشکک اشی مشی و هیئت شهادت حضرت رقیه(س))

    گنجشکک اشی مشی رقیه ی سه ساله رو تو می شناسی؟ تو کاروان اُسَرا                          کوچکترین بود بچه ها وقتی که جنگ تموم شد                دلِ رقیه شاد شد با شادی گفت به عمه                دیگه بابا برمی گرده دلش برای بابا                     ...
29 شهريور 1398

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) ۵۵ ( قهرمان کوچک کربلا؛حضرت علی اصغر)

😇ابتدا تا جمع شدن جمعیت،صوتهای محرمی کودکانه فضا رو عطرآگین کرده بود؛ 😇سپس سه کارگاه داشتیم که بچه هایی که زودتر می آیند بیشتر استفاده کنند؛ در کارگاه اول بچه ها باید با استفاده از نی، کبوتر ها را به حرم امام حسین (ع) برسانند که این بازی ضمن سرگرم کردن بچه ها، باعث تقویت و هماهنگی چشم و دهان و تمرکز می شود؛ 😇در کارگاه بعدی،  بازی لی لی را داریم که بچه ها با خواندن شعر: من کودکی هستم ولی   سرباز خوبی می شوم  من در کنار خیمه ها همچون نگهبانی شوم  جانم حسین(۲بار)آقا و مولایم حسین(۲بار)  تاکودکان خیمه ها با بودنم آروم بشن  ...
28 شهريور 1398

سردار کوچک سپاهم یا حسین(علیه السلام) 53 (همایش قاصدک(6)شهادت حضرت رقیه))

  بچه ها،در مورد زندگی حضرت رقیه(س)،بازی لب خوانی رو انجام دادند؛ یعنی یک نفر، کلمه ای  مثل: دختر سه ساله رو انتخاب می کرد و رو به روی بچه ها می ایستاد و بدون صدا و فقط با لب زدن ، اون کلمه رو ادا می کرد،دوستان او هم باید حدس می زدند کلمه ی مورد نظر چه کلمه ای بوده است.   بچه ها،دستانشون رو،دوربین کردند و با تاریخ همراه شدند.   مشک ها رو به گردن هاشون انداختند و یاران حضرت عباس(ع) شدند و از چشمه برای رقیه کوچولو(س) آب آوردند.     بچه ها، با موضوع کربلا،تلفن بازی کردند؛ یعنی  بچه ها کنار هم ،در یک ردیف می نشینند،نفر ا...
28 شهريور 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد