سفینه

برگزار کننده ی تخصصی مراسمات مذهبی ویژه کودکان

سرباز کوچک وطنم(10)(بازی برای ارتباط گیری بچه ها با شهدا)

😇یه بازی خیلی قشنگ که خیلی هم بچه ها دوست دارن اینه که تو اتوبانا و خیابونا که میرید تو ماشین به بچه ها بگید از پنجره نگاه کنن و عکس شهدا رو پیدا کنن بعد در اخر مسیر برای اون شهدا بلند صلوات بفرستید: 😇یک بازی دیگه؛ عکسا رو پیدا کنن و به پدر و مادر بگم که اسم اون شهید رو براشون بخوونن مثلا مادر بگه شهید حسین، شهید علی شهید محمدو... و بچه ها تند تند بگن شهید حسین ،شهید علی ،شهید محمد دوستتون داریم؛   😇یک بازی دیگه؛ بچه ها از روی عکس شهید بتونن بگن شغلش چی بوده؟ مثلا خلبان مثلا فرمانده و...  😇یک بازی دیگه؛ هرکسی که بتواند اسم و فامیله ۳تا شهید رو تو مسیر حفظ کنه و بگه؛   😇یکی دیگه اگه ...
6 مهر 1398

سرباز کوچک وطنم(7)(شعر :گرامی داشت هفته دفاع مقدس)

"سوغاتی تو"  اصلا چرا رفتی بجنگی؟                    اصلا چرا ما را نبردی؟ من بچه ی خوبی نبودم                    مامان و زهرا را نبردی؟    گفتی: "تو مرد خانه هستی"            رفتی که با دشمن بجنگی من مرد این خانه قبول است             اما چه مرد بی تفنگی ...
4 مهر 1398

کلاس شیرین تر از عسل (حدیث امام سجاد(ع))

  بچه ها،توی این جلسه با دعا بیشتر از قبل آشنا شدند؛   این که دعا، حرف زدن با خدای مهربون هست و بچه ها به راحتی می توانند با خدای مهربونشون حرف بزنند. و یاد گرفتند که چه خوبه که قبل و بعد از دعاهاشون ،صلوات بفرستند. بچه ها در حال فکر کردن تا دعا و آرزو شون رو برای دوستانشون بلند بگویند؛ یه عالمه دعاهای پاک و معصومانه؛ از خوردن یه عالمه شکلات و بستنی خوردن تا دعا برای شفای همه ی مریض ها. بچه ها در حال بازی "تونل دعا"؛ دستانشون رو بهم می دادند و دوستانشون از زیر این تونل رد می شدند و حدیث زیبای امام سجاد(ع) در مورد "دعا" رو می خواندند. ...
3 مهر 1398

سرباز کوچک وطنم(5)(گزارش از شهربازی دفاع مقدس در پارک ملت تهران)

  شهربازی دفاع مقدس،با عنوان دفاع مقدس،مدافعان فردا ،از 31 شهریور تا 5 مهر توسط گروه فرهنگی هنری طاها در پارک ملت تهران در سال96 برگزار شد.  توی این شهربازی، بچه ها هم کلی خندیدند و هم کلی چیزهای خوب یاد گرفتند. بچه ها با کلی ذوق و شوق لباس های رزمنده و فرمانده ها رو می پوشیدند و هر کدوم به نیابت از یک شهید وارد عملیات می شدند؛ ابتدا یک دریاچه ای طراحی شده بود و به اصطلاح مرحله عبور از حور بود و رزمنده کوچولو ها هر وقت آتش رو می دیدند(شبیه فشفشه هایی که روشن و خاموش می شدند.) می نشستند. بچه ها باید گوش به فرمان ،فرمانده ی خود(اقای ناد علی) می بودند که ایشون بسیار با بچه ها مهربان برخورد ...
2 مهر 1398

سرباز کوچک وطنم(3)(رنگ آمیزی :گرامی داشت هفته دفاع مقدس)

یاد باد آن روزگاران یاد باد نام، یاد و خاطراتشان جاویدان  و روحشون شاد باشه انشاء الله   واسه کوچولوهای عزیز که رنگش کنن و باهاش ارتباط بگیرن   ...
1 مهر 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سفینه می باشد