سفینه
سفینه
بنیاد تخصصی کودک و ولایت
تاريخ : سه شنبه 13 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : مرتبه

 

به  نام خدا

 

 

دوستان خوب سفینه ای :

چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
تشویق

امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

ترجمه ی نمایش "خونه ی کی از همه محکم تره؟" در پست قاصدک خوش خبر27 ببینید:

 

با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

https://telegram.me/bonyadsafineh

​​​​​​

(با ما باشید!)چشمک



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 20 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 6 مرتبه

زنبور کوچولوی روی دیوار لبخند زیبایی به بچه ها می زد.

مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه داد:

پیامبر عزیز ما  

خنده به لب سلام می داد

به هر کی حتی بچه ها  

بچه ها از سلام اون

خوشحال و خندون می شدند.

کوچه ها از سلام او

مثل گلستون می شدند.

بزرگترها  کوچیکترا  مبارکه  عید شما

قلبواای چه بچه های ناز و سرحالی،حتما صبحونه شون رو خوب خوردند.کیا عسل می خورند؟ عسل چه رنگیه؟ چه مزه ایه؟

قلب بچه ها: شیرین و خوشمزه است.

چشمکمجری: مامان های عزیز،الان بچه ها زنبوری می شوند به شما می گویند چرا عسل ان قدر،شیرین و خوشمزه است.به بچه ها،تاج های زنبوری داده شد و بعد دور مربی جمع شدند و مربی به اون ها گفت که چه کاری باید انجام بدهند،پس بچه ها سمت گل ها پرواز می کردند ومثلا همین جور که شهد گل ها رو می خوردند،صلوات می فرستادند و به سمت کوزه ی عسل پرواز می کردند.

 

فرشتهبعد مجری توضیح می داد که شیرینی عسل به خاطر صلوات فرستادن بر پیامبر مهربون و خانواده ایشون هست:

از قند و شکر بهتر

 خوشتر ز نبات است این

طعم عسل از من نیست  

طعم صلوات است این

تشویقبعد زنبور کوچولوها مشغول بازی"زنبوری آی زنبوری" شدند:

تشویقمجری، شروع به خواندن شعر زیر می کند و بچه ها هنگام شنیدن عجب صدایی داری؛ ویز ویز می کنند و موقع شنیدن بخون بخون برامون؛دست هاشون رو کنار دهانشون قرار می دهند،صل علی محمد ها رو ،همه با هم می گویند.

لبخندبه هنگام شنیدن کوچیک وبزرگ نداره؛بچه ها ،می نشینند و پا می شوند و با دستشون سایز کوچک و بزرگ رو نشون می دهند،موقع شادی و شور میاره بچه ها،با لا و پایین می پرند،موقع وقتی می خوای بخوابی؛ همه ی بچه ها دستانشون رو زیر صورتشون می گذارند و چشم هاشون رو می بندند.

 

قلبو اما شعر :

زنبوری آی زنبوری

عجب صدایی داری

بخون بخون برامون ترانه ی بهاری

صل علی محمد

صلوات بر محمد

زنبوری آی زنبوری

کوچیک و بزرگ نداره

صلوات بر پیغمبر

شادی و شور میاره

زنبوری آی زنبوری

وقتی می خوای بخوابی

یواشکی چی می گی؟

به من بده جوابی

صل علی محمد

صلوات بر محمد

 توی جشن عسلانه، قرار شد بچه ها، نمایش خلاق"خونه ی کی از همه محکم تره؟" رو بازی کنند.

لبخندبچه ها از این که خودشون می توانستند نقش آفرینی کنند،بسیار خوشحال بودند و کاملا همکاری می کردند.

فرشتهاین نمایش بر اساس ایه ی40 سوره توبه که به داستان پناه بردن پیامبر به داخل غار اشاره می کنه،نوشته شده است.

 

 

لبخندشخصیت ها:لاک پشت(که خود مجری اجرا می کنه چون شخصیت منفی داره)،کبوتر،عنکبوت،بابا زنبوری

لبخندمجری: یکی بود،یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود،روزی روزگاری یه لاک پشت کوچولویی بود که یه وقت هایی کارهای خوبی،متاسفانه نمی کرد،مثلا یه روز که رفته بود به گردش،سر راهش خونه ی عنکبوت کوچولو رو دید و با دستاش اون رو خراب کرد.

 

چشمک کبوتر که داشت ماجرا رو می دید بال زد و اومد کنار لاک پشت و گفت:"خیلی کارت بد بود،نباید خونه ی عنکبوت کوچولو رو خراب می کردی؟

لبخندلاک پشت گفت:"خونه،کدوم خونه؟ خونه باید محکم باشه،مثل خونه من."

لبخندکبوتر گفت:" مگه تو خونه داری؟"

چشمک لاک پشت:"بله که دارم (وبه لاکش اشاره کرد و گفت:)ایناهاش،هم محکه هم همیشه همراه منه.

لبخندمجری:در همین لحظه ،عنکبوت کوچولو از راه میرسه و با دیدن خونه ی خراب شده بسیار ناراحت می شود و شروع به گریه می کنه.

 

سوال عنکبوت:(در حالی که گریه می کنه می گوید:)کی خونه ی منو خراب کرده؟؟ لبخندکبوتر پیش عنکبوت می رود و به او دلداری می دهد و می گوید: اشکال نداره عنکبوت کوچولو،کار این لاک پشت مغروره،می رویم پیش بابا زنبوری و می گیم که خونه ات رو خراب کرده" 

لبخندمجری: کبوتر و عنکبوت می روند پیش بابا زنبوری و سلام می دهند و ماجرا رو تعریف می کنند،لاک پشت هم یواشکی به دنبال اون ها راه می افتد.

سوال بابا زنبوری سوال می کند:"خدا ما حیوونا رو برای چی آفریده؟"

لبخندعنکبوت جواب می دهد:"برای این که غذاهاهای خوشمزه بخوریم."

لبخندکبوتر می گوید:"برای این که جوجه های خوشگل بیاریم"

 

  فرشتهبابا زنبوری ادامه می دهد:"شاید همه ی این چیزهایی که گفتید درست باشه ولی،خدا تو قرآن می فرماید ما حیوانات برای کمک به انسان ها آفریده شده ایم"  بابا زنبوری در ادامه می گوید:"حالا بگید بهترین انسان کیه؟"

تشویق همه:"پیامبر،حضرت محمد(ص)  

تشویقبابا زنبوری: احسنت،آفرین،پیامبر و 12 امام بعد ایشون و حضرت زهرا(س) که بهشون 14 معصوم می گویند بهترین انسان ها هستند که برای روشن کردن مسیر زندگی ادم ها به فرمان خدا تمام تلاششون رو کردند.



ادامه مطلب...

موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه),خلاقیت,ماه ربیع الاول,قرآن برای کودکان,تربیت دینی,شعر و قصه,بازی و کاردستی,مناسبت های مذهبی
تاريخ : 19 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 389 مرتبه

 

چشمکوقتی از سنین مختلف،توی جشن شرکت می کنند،چاره ای ندارید جز این که یک جنگ شاد و پر از بازی و مسابقه متناسب با رنج سنی های متفاوت اجرا کنید.

قلببچه ها،بازی حدس کلمه با موضوع میلاد پیامبر (ص) و امام صادق(ع) و لباهنگ یک مولودی شاد رو انجام دادند.

قلببازی "زنبوری آی زنبوری" کلی خنده به لبانشون آورد.

تشویقمامان های عزیز هم توی مسابقه ی حدیث گویی در مورد پیامبر مهربانی و ششمین ستاره ی اختر تابناک امامت شرکت کردند.

قلبنمایش خلاق "خونه ی کی از همه محکم تره؟"هم مثل همیشه جذابیت خودش رو داشت.

( جزییات بازی ها و مسابقات در گزارش ها و پست های قبل تر بنیاد سفینه آورده شده که به جهت جلوگیری از اطاله ی کلام به اون ها پرداخته نشده.)

ایده و اجرا: مرثا نورانی

با تشکر از دوستانمون در کانون فرهنگی امامزاده اسماعیل به ویژه سرکار خانم محمودی عزیز



موضوع : خلاقیت,ماه ربیع الاول,پیام شادمانی(کلاس قرآن)
تاريخ : 19 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 398 مرتبه

به لطف خدا  جشن "رسول مهربانی" ویژه کودکان در خیراباد ورامین توسط گروه کودکانه فرشته های کوچولو برگزار شد.
این جشن شامل قصه گویی ننه نقلی مهربون ، شعرخوانی مجری به همراه کودکان ، بازی، کاردستی زنبور کوچولو بود.(در حین درست کردن مجری در مورد زنبور به بچه ها اطلاعات میداد تا بچه ها با این نعمت الهی بهتر آشنا بشن و بدونن عسل چگونه و چطور درست میشه)


در این جشن فرشته های کوچولو خودشون زنبور درست کردن و بعد نمایش خلاق بازی کردن و همه نقش زنبور بازی کردن وچند بار ذکر صل علی محمد صلوات بر محمد فرستادند؛ بعد مجری به همه بچه ها عسل هدیه داد!!

طراحی و اجرا : گروه  کودکانه فرشته های کوچولو

با الهام از تجربیات و مطالب سفینه

 



موضوع : ماه ربیع الاول,حدیث برای کودکان,تربیت دینی,شعر و قصه,بازی و کاردستی,مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 369 مرتبه

 

لبخندتوی عسلانه بچه ها بازی های زیادی انجام دادند برای مثال:"بازی حرکات زنبوری"یعنی این که بچه ها هر حرکتی که مجری می گفت رو باید دقیقا انجام می دادند مگر بشین و پاشو که باید بر عکس انجام می شد.

تشویقاین بازی دقت و تمرکز زیادی رو می خواست.حرکاتی مثل بال زدن،چرخیدن،خاراندن سر،خندیدن،عسل ساختن،گریه کردن و...

تشویقبازی دیگه ای که بچه ها انجام دادند؛ می بایست هر بچه ای بادکنک رو به هوا پرتاپ می کرد و در حین پایین اومدن بادکنک،شروع به بال زدن می کرد و مربی هم تعداد بال زدن او رو می شمارد. زنبور کوچولویی که تعداد بیشتری بال زده بود قطعا قهرمان این بخش از بازی می شد.

لبخندبازی بعدی،بازی رسوندن زنبور کوچولویی که با لوله دستمال کاغذی درست شده بودبه کندو بود و بچه ها با در دست گرفتن این زنبور کوچولو و حرکت دادن اون،از داخل طناب باید او رو به کندو می رساندند که البته این بازی رو فرصت نکردیم در این عسلانه اجرا کنیم.

تشویق در نهایت برای پایان بخشی به جشن و دعا کردن،مربی شعر زیر رو خواند و بچه ها همه با هم دعا کردند:

زنبورک ها دست می زنند،دست دست دست

زنبورک ها پا می کوبند؛ پا پا پا پا

،زنبورک ها بال می زنند؛ بال بال بال بال  

زنبورک ها چرخ می زنند؛ چرخ چرخ چرخ چرخ

زنبورک ها خنده می کنند،ها ها ها ها و...

زنبورک ها دعا کنند

رو به سوی خدا کنند

بگند(بگویند) خدای مهربون

مهدی ما رو برسون  

ایده پردازی: ساجده طالبی،مرثا نورانی

اجرا: مرثا نورانی    



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه),خلاقیت,ماه ربیع الاول,تربیت دینی,شعر و قصه
بازدید : 3 مرتبه

«بسم الله الرحمن الرحیم»

به مناسبت میلاد پیامبر عزیزمون و امام جعفر صادق (علیه السلام) یه جشن داشتیم برای بچه های به نام عسلانه توی جشن عسلانه، قرار شد بچه ها، نمایش خلاق"خونه ی کی از همه محکم تره؟" رو بازی کنند.

لبخندبچه ها از این که خودشون می توانستند نقش آفرینی کنند،بسیار خوشحال بودند و کاملا همکاری می کردند.

فرشتهاین نمایش بر اساس ایه ی40 سوره توبه که به داستان پناه بردن پیامبر به داخل غار اشاره می کنه،نوشته شده است.

 

لبخندشخصیت ها:لاک پشت(که خود مجری اجرا می کنه چون شخصیت منفی داره)،کبوتر،عنکبوت،بابا زنبوری

لبخندمجری: یکی بود،یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود،روزی روزگاری یه لاک پشت کوچولویی بود که یه وقت هایی کارهای خوبی،متاسفانه نمی کرد،مثلا یه روز که رفته بود به گردش،سر راهش خونه ی عنکبوت کوچولو رو دید و با دستاش اون رو خراب کرد.

چشمک کبوتر که داشت ماجرا رو می دید بال زد و اومد کنار لاک پشت و گفت:"خیلی کارت بد بود،نباید خونه ی عنکبوت کوچولو رو خراب می کردی؟

لبخندلاک پشت گفت:"خونه،کدوم خونه؟ خونه باید محکم باشه،مثل خونه من."

لبخندکبوتر گفت:" مگه تو خونه داری؟"

چشمک لاک پشت:"بله که دارم (وبه لاکش اشاره کرد و گفت:)ایناهاش،هم محکه هم همیشه همراه منه.

لبخندمجری:در همین لحظه ،عنکبوت کوچولو از راه میرسه و با دیدن خونه ی خراب شده بسیار ناراحت می شود و شروع به گریه می کنه.

سوال عنکبوت:(در حالی که گریه می کنه می گوید:)کی خونه ی منو خراب کرده؟؟ لبخندکبوتر پیش عنکبوت می رود و به او دلداری می دهد و می گوید: اشکال نداره عنکبوت کوچولو،کار این لاک پشت مغروره،می رویم پیش بابا زنبوری و می گیم که خونه ات رو خراب کرده" 

لبخندمجری: کبوتر و عنکبوت می روند پیش بابا زنبوری و سلام می دهند و ماجرا رو تعریف می کنند،لاک پشت هم یواشکی به دنبال اون ها راه می افتد.

سوال بابا زنبوری سوال می کند:"خدا ما حیوونا رو برای چی آفریده؟"

لبخندعنکبوت جواب می دهد:"برای این که غذاهاهای خوشمزه بخوریم."

لبخندکبوتر می گوید:"برای این که جوجه های خوشگل بیاریم"

 

  فرشتهبابا زنبوری ادامه می دهد:"شاید همه ی این چیزهایی که گفتید درست باشه ولی،خدا تو قرآن می فرماید ما حیوانات برای کمک به انسان ها آفریده شده ایم"  بابا زنبوری در ادامه می گوید:"حالا بگید بهترین انسان کیه؟"

تشویق همه:"پیامبر،حضرت محمد(ص)  

تشویقبابا زنبوری: احسنت،آفرین،پیامبر و 12 امام بعد ایشون و حضرت زهرا(س) که بهشون 14 معصوم می گویند بهترین انسان ها هستند که برای روشن کردن مسیر زندگی ادم ها به فرمان خدا تمام تلاششون رو کردند.

سوالکبوتر کوچولو به ستاره هایی که به دیوار نصب هستند اشاره می کنه و می گوید:"اسم 14معصوم همین هایی هست که روی ستاره های زیبا نوشته شده؟ فرشتهبابا زنبوری می گوید:"بله،بله کبوتر جون و شروع به نام بردن اسم 14 معصوم می کنه و بعد می گوید و اما قصه مون: یه روز که آدم بدا می خواستند پیامبر عزیزمون رو اذیت کنند خدا به پیامبر فرمان دادند: از مکه بروند،بین راه پیامبر داخل غاری رفتند،آدم بداها هم ،از روی رد پا تا دم غار اومدند ولی به فرمان خدا ،یه کبوتری مثل همین کبوتر ناز خودمون(کبوتر ذوق می کنه و می گوید : من رو می گه،من رو می گهقلب) یه تخم دم در غار گذاشت و یه عنکبوتی مثل همین عنکبوت کوچولو یه تاری دم در غار تنید(عنکبوت ذوق و خوشحالی می کندقلب) ادم بدا گفتند امکان نداره پیامبر داخل غار باشه چون وگرنه تار عنکبوت خراب میشد و تخم کبوتر می شکست و اون ادم بدا مسیرشون رو عوض کردند و پیامبر رو پیدا نکردند.

لبخندمجری:بله بچه ها،مهم اینه که حرف خدای مهربون رو گوش کنیم،عنکبوت و کبوتر به فرمان خدا سرباز خداوند شدند و مایه نجات جون پیامبر شدند:

آفرین به عنکبوت،آفرین به کبوتر

شدند وسیله های نجات جون پیامبر

لبخندلاک پشت از لای بوته ها بیرون میاد و از عنکبوت و کبوتر عذر خواهی می کنه و قول می دهد از این کارهای اشتباه دیگه انجام نده.

کبوتر می گه:"قول می دهی دیگه از این کارها نکنی و به همه احترام بگذاری؟" لبخندلاک پشت:"بله بله قول می دهم"   

 

 مجری: مرثا نورانی

حقوق معنوی این نمایش متعلق به بنیاد سفینه می باشد.

مکان اجرا: خانه کودکی  

 



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه),ماه ربیع الاول,تربیت دینی,شعر و قصه,بازی و کاردستی,مناسبت های مذهبی
تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 421 مرتبه

 

تشویقسالن رو با بادکنک های سفید و قرمز تزیین کرده بودیم،دیوارها رو هم با گل،پروانه و سبزه.

زنبور کوچولوی روی دیوار لبخند زیبایی به بچه ها می زد.

مجری بعد از سلام و احوال پرسی ادامه داد:

پیامبر عزیز ما  

خنده به لب سلام می داد

به هر کی حتی بچه ها  

بچه ها از سلام اون

خوشحال و خندون می شدند.

کوچه ها از سلام او

مثل گلستون می شدند.

بزرگترها  کوچیکترا  مبارکه  عید شما

قلبواای چه بچه های ناز و سرحالی،حتما صبحونه شون رو خوب خوردند.کیا عسل می خورند؟ عسل چه رنگیه؟ چه مزه ایه؟

قلب بچه ها: شیرین و خوشمزه است.

چشمکمجری: مامان های عزیز،الان بچه ها زنبوری می شوند به شما می گویند چرا عسل ان قدر،شیرین و خوشمزه است.به بچه ها،تاج های زنبوری داده شد و بعد دور مربی جمع شدند و مربی به اون ها گفت که چه کاری باید انجام بدهند،پس بچه ها سمت گل ها پرواز می کردند ومثلا همین جور که شهد گل ها رو می خوردند،صلوات می فرستادند و به سمت کوزه ی عسل پرواز می کردند.

فرشتهبعد مجری توضیح می داد که شیرینی عسل به خاطر صلوات فرستادن بر پیامبر مهربون و خانواده ایشون هست:

از قند و شکر بهتر

 خوشتر ز نبات است این

طعم عسل از من نیست  

طعم صلوات است این

تشویقبعد زنبور کوچولوها مشغول بازی"زنبوری آی زنبوری" شدند:

تشویقمجری، شروع به خواندن شعر زیر می کند و بچه ها هنگام شنیدن عجب صدایی داری؛ ویز ویز می کنند و موقع شنیدن بخون بخون برامون؛دست هاشون رو کنار دهانشون قرار می دهند،صل علی محمد ها رو ،همه با هم می گویند.

لبخندبه هنگام شنیدن کوچیک وبزرگ نداره؛بچه ها ،می نشینند و پا می شوند و با دستشون سایز کوچک و بزرگ رو نشون می دهند،موقع شادی و شور میاره بچه ها،با لا و پایین می پرند،موقع وقتی می خوای بخوابی؛ همه ی بچه ها دستانشون رو زیر صورتشون می گذارند و چشم هاشون رو می بندند.

قلبو اما شعر :

زنبوری آی زنبوری

عجب صدایی داری

بخون بخون برامون ترانه ی بهاری

صل علی محمد

صلوات بر محمد

زنبوری آی زنبوری

کوچیک و بزرگ نداره

صلوات بر پیغمبر

شادی و شور میاره

زنبوری آی زنبوری

وقتی می خوای بخوابی

یواشکی چی می گی؟

به من بده جوابی

صل علی محمد

صلوات بر محمد

 

 ایده پردازان: ساجده طالبی،مرثا نورانی

اجرا: مرثا نورانی

با تشکر از تمامی دوستان خوبمون در خانه کودکی،به ویژه سرکار خانوم "سیدی"  



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه),خلاقیت,ماه ربیع الاول,تربیت دینی,شعر و قصه
تاريخ : پنجشنبه 16 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 376 مرتبه

 

لبخندعمو روحانی جشن رو این جوری آغاز کرد که "کیا پیامبر رو دوست دارند؟" معلوم بود که همه ی بچه ها دستشان بالا می رفت.

سوالبعد بچه ها به دو تیم تقسیم شدند و علت و چرایی دوست داشتن پیامبر رو مطرح می کردند و عمو رو حانی روی تابلو می نوشت.

تشویقجواب بچه ها زیبا بود؛ چون آخرین پیامبر خداست،چون ما رو به راه راست هدایت می کنه و...

تشویقعمو روحانی همین جواب ها رو مقدمه ای برای داستان خود قرار داد و اون هم این که "پیامبر،بچه ها رو بسیار زیاد دوست داشتند."

فرشته بعد هم داستان اول سلام دادن پیامبر به بچه ها و بازی بچه ها با پیامبر و رسیدن زمان اذان و دادن گردوها رو با کمک بچه ها به صورت نمایش خلاق اجرا کردند و در بین نمایش نکات اخلاقی مرتبط رو مطرح کردند و در پایان هم سوالاتی از نمایش از بچه ها پرسیده شد.

با تشکر از تمامی مادرهای عزیز در پایه سوم دبستان پیام که در برگزاری جشن زحمت کشیدند.

با تشکر از حاج آقای کثیری عمو روحانی این جشن



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه),ماه ربیع الاول,تربیت دینی,شعر و قصه
تاريخ : پنجشنبه 16 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2533 مرتبه

سلام 

می خوام با تموم وجودم، حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله ) رو که کلی به من انرژی داد رو ،تقدیم مامانا و بابا ها و دوستان سفینه ایم کنم و اما حدیث :

رسول خدا (ص) فرموده اند: ان في الجنة دارا يقال له دارالفرح لايدخلها الا من فرح الصبيان

 

در بهشت خانه اي است که به آن خانه شادي گويند جز کسي که بچه ها و کودکان را شاد کند داخل آن نمي شود.

 

کنزالعمال، ج ۳، ص ۷۱، حديث ۶۰۰۶ .

انتخاب حدیث:مرثا نورانی.



موضوع : ماه ربیع الاول,تربیت دینی,مناسبت های مذهبی
تاريخ : پنجشنبه 16 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : پنجشنبه 16 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 473 مرتبه

 

هنگام ورود بچه ها به حسینیه به همشون نی های شادی داده شد, نی هایی که ریسه های رنگی داشت و قرار بود بچه ها در طول جشن با تکون دادنشون شادی کنند و صلوات بفرستند: صل علی محمد/ صلوات بر محمد

قبل از شروع جشن چند تا بازی گروهی با بچه ها انجام دادیم تا حسابی آماده جشن بشوند, بازی هایی مثل رشته به رشته, فرشته ها دست می زنند و کوچولو بچرخ میچرخم....

مجری جشن رو با سلام و احوالپرسی و تبریک عید شروع می کنه, کدوم عید؟ ننه نقلی زودی میاد میگه "عید تولد دو نور زیبا" همه شادی میکنند و جیغ و دست و هورا.... و بعد هم با نی های رنگی تند و تند صلوات می فرستند.

ننه نقلی به در خواست مجری براشون توضیح میده که چرا از روز تولد پیامبر و (ص) و امام صادق (ع) به تولد دو نور زیبا و روشن تعبیر کرده خیلی کودکانه این بزرگواران رو تشبیه به خورشید و ستاره میکنه, خورشید و ستاره هایی که قراره راه زندگی ما رو روشن بکنند تا مثل وقتی که همه جا روشنه و چشمامون میبینه تو چاله های شیطون بدجنس بلا نیفتیم و بتونیم راه بهشتو پیدا کنیم.


 

در ادامه مجری هم برای بچه ها قصه بدنیا اومدن پیامبر (ص) و اتفاقات عجیب هنگام تولد پیامبر رو تعریف میکنه, اتفاقاتی مثل فریاد شیطون از شدت عصبانیت, تابیدن نوری تو آسمون و افتادن مجسمه هایی که آدم بد ها برا خودشون می ساختند و الکی براشون نماز می خوندند.

بعد قصه نوبت میرسه به بازی, بازی "پرتاب بادکنک از روی دیوار پارچه ای", بچه ها بعد از صلوات های شادی که فرستادند دو گروه شدند و دو طرف پارچه رنگی ایستادند و به هر کی یه بادکنک داده شد, اون ها باید وقتی مجری شعر می خوند هر چی بادکنک میومد سمتشون رو زود پرت می کردند اون ور دیوار, یعنی سمت گروه مقابل و هیچ کس نباید بادکنک رو در دست میگرفت و یا اجازه می داد بادکنکی سمت دیوار خودش رو زمین بیفته, بچه ها هم که عاشق بادکنکن خیلی خیلی این بازی پر تحرک رو دوست داشتند, هر وقت هم مجری شعرشو قطع میکرد باید بی حرکت می شدند , شعر مجری هم این بود:

نور نور اومد     محمد(ص) اومد
صل علی محمد      صلوات بر محمد
نور نور اومد      امام صادق(ع) اومد
صل علی محمد      صلوات بر محمد

بعد از بازی بادکنک نوبت رسید به مولودی خونی و پخش شکلات, یه مولودی کودکانه به مناسبت میلاد پیامبر(ص):

هزار هزار ستاره/ از آسمون میباره
شادی فراوون شده/ هیچ کسی غم نداره
تولد پیامبره دوباره (۲)

گل گل گل, گل اومد/ به به به بهاره
کبوتر نامه بر/ پیام شادی داره
تولد پیامبره دوباره (۲)

بلبل شاد و خندون/ رو تاب گل سواره
چه چه چه میخونه/ چه شور و حالی داره
تولد پیامبره دوباره (۲)

(شاعر:ناشناس)

بعد از دست و شادی, مجری برای بچه ها توضیح می دهد که وقتی ننه می گفت پیامبر (ص) و امام (ع) چراغ راه زندگی ما هستن, یعنی ما باید ببینیم اونها چه کارایی میکردن یا چه کارایی رو به ما سفارش کردن که اگر ما هم اون کار های خوب رو انجام بدیم مثل اونها به بهشت میریم و خداجون خیلی خیلی دوستمون داره, کارهایی مثل هدیه دادن به دوستامون که هم محبت رو بینمون زیاد میکنه هم نشانه تشکره,

مجری از بچه ها میپرسه :دیگه چه کارهایی, اصلا بیاید یه بازی کنیم, من پانتومیم یه سری از این کارهای خوب و سفارش های پیامبر رو اجرا میکنم و شما باید حدس بزنید اون چه کاریه, بعد هم خودتون اداشو در بیارید, تو این قسمت جشن خیلی به بچه ها خوش گذشت چون اون ها خیلی از ادا در آوردن خوششون میومد, کارهایی نظیر مسواک زدن, عطر زدن, مو شانه کردن, نماز خوندن, قرآن خوندن, سلام کردن, وضو گرفتن, محبت به پدر و مادر... در آخر هم همه بچه ها رفتن پیش مامانا و ماماناشونو بوسیدن که ادای سفارش آخر رو هم دراورده باشن.

در همین لحظه ننه نقلی با عیدی های خوبش وارد شد, عیدی ننه به بچه ها کتاب "ده پند پیامبر (ص)" بود, مجری هم از این عیدی جالب خیلی خوشحال میشه و برای ننه توضیح میده که همین الان داشته با بچه ها چه بازی ای می کرده, چند ورق از کتاب رو هم نشون بچه ها میده که هم بچه ها تصویر کارهای خوب رو ببینن هم بدونن بعدا میتونن با ماماناشون شعر و حدیث مربوط به اون سفارش رو هم بخونن.

 



ادامه مطلب...

موضوع : ماه ربیع الاول,حدیث برای کودکان,تربیت دینی,شعر و قصه,بازی و کاردستی,مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 15 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : چهارشنبه 15 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
تاريخ : چهارشنبه 15 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 300 مرتبه

 

لبخندجشن"میلاد آفتاب" مخصوص بچه های چهارم تا ششم بود.

این جشن،با همکاری دو تا مجری، متن ها خوانده میشد و انتهای هر بخش یه بازی انجام داده می شود.

مجری اول: با بچه ها سلام میکنه و حالشون رو میپرسه و بچه ها با انرژی تموم جواب میدند.

مجری دوم : به نام خدای جهان آفرین

مجری اول:خدای زمان و خدای زمین

بچه ها سلام

مجری اول:خجسته میلاد پیامبر عزیزمون حضرت محمد(ص) پیامبر صلح و دوستی و ولادت امام جعفر صادق رو به همتون تبریک میگم.

مجری دوم: و آغاز ولایت حضرت مهدی (عج) رو بهتون تبریک میگم انشالله هممون ازیاوران خوب امام زمانمون باشیم.

مجری اول: سالها بود که زمین در حسرت باران حیاتبخشی می سوخت و درمان تشنگی، سیاهی و تیرگی خود را از آسمان آبی انتظار داشت.

مجری دوم: سالها بود که زمین به کویر خشک تعصبات و عقاید باطل و مرداب خرافات، تبدیل شده بود.

مجری اول:که ناگاه در شبی فراموش نشدنی، باران رحمت الهی شروع به باریدن

مجری دوم: کرد و زمین تشنه را سیراب ساخت و گلی زیبا، به نام محمد مصطفی (ص) در کویر حجاز شکوفا شد.

در اینجا چند تا از بچه ها رو برای بازی انتخاب کردیم؛

بازی حدس کلمه رو انجام دادیم به این صورت که در گوششون یه کلمه بهشون میگفتیم و اونا باید با حالت لبخوانی به بچه هایی که نشستند میگفتند و بچه هایی که متوجه شده بودند دستاشونو بالا میاوردند تا  حدس بزنند که کلمه مورد نظر چی کلمه ای بوده است.

کلمه هایی که به بچه ها گفته شد : حضرت محمد(ص)-عبدالله-آمنه- حضرت خدیجه(س) – امام صادق(ع) –ولایت – 17 ربیع الاول و ...

بچه ها نشستند و مجری اول متنشو خواند : آری با  تولد او ، کویر جهل و تعصب به بوستان مهر و تفکر تبدیل شد.

مجری دوم: آن پیام آور الهی در شهر مقدس مکه و در خانواده ای مومن و خداپرست، در شب 17 ربیع الاول به دنیا آمد.

مجری اول: و جهان هستی را با وجود مبارک خود منور کرد.

مجری دوم: تولد او عطر دل انگیز ایمان را به مشام مشتاقان رساند.

در این مرحله بازم یه بازی دیگه با بچه ها انجام دادیم، بازی  نفس گیری. به این ترتیب که چندتا از بچه ها رو انتخاب کردیم و در مرحله اول همشون می گفتند یا محمممممممممممممممممممممممممممممممد و طبق نظر بچه ها اونایی که طولانی تر گفتن میموندند و بقیه مینشستند. در مرحله بعد برندگان مرحله اول همزمان گفتن یا صاددددددددددددددددددددددددددق و هرکس نفسش تموم میشد مینشست و در آخر چند تا بچه ها برنده شدن و کلی تشویقشون کردیم.

مجری اول: ای نام خوش تو رمز هستی                       تا هست خدای تو،تو هستی

مجری دوم: با آمدنت سپیدی آمد                      یا حضرت مصطفی محمد(ص)

در اینجا یه بازی دیگه  رو انجام دادیم که بازی حدیث گویی بود که هشت تا حدیث برای بچه ها خوانده شد 4 تا از حضرت محمد(ص) و 4 تا از امام صادق(ع) و هرکدوم که تعداد حدیث بیشتری یادشون بود برنده شدند.

احادیث پیامبر(ص):

  1. توبه زیباست ولی در جوانی زیباتر
  2. خداوند جوانی که جوانی اش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.
  3. بهترین کارها در نزد خداوند نماز به وقت است، آن گاه نیکی به پدر و مادر ، آن گاه جنگ در راه خدا
  4. ای علی(ع) چهار چیز را پیش از چها چیز دریاب: جوانی ات را قبل از پیری، سلامتی قبل از بیماری ،ثروت قبل از فقر و زندگیت پیش از مرگ.

احادیث امام صادق(ع)

  1. هر جوان مومنی که در جوانی قرآن تلاوت کند قرآن با گوشت و خونش می آمیزد و خداوند او را با فرشتگان نزدیک قرار می دهد و قرآن نگهبان او در روز قیامت خواهد بود.
  2. بدان که جوان خوش اخلاق کلید خوبی ها و قفل بدی هاست و جوان بد اخلاق قفل خوبی ها و کلید بدی هاست.
  3. دوست ندارم جوانان شما را جز در دو حالت ببینم دانشمند یا دانش اندوز.
  4. نوجوانان را دریاب زیرا که آنان سریع تر به کارهای خیر روی می آورند.

 

و آخرین بازی، بازی لباهنگ بود که شعری رو مجری برای بچه ها میخواند در مرحله اول اونا باید لب میزد انگار که اونا دارند میخوانند و در مرحله بعد خودشون باید اون شعر رو میخواندند:

فرشته به دنبال فرشته                      روون از در باغ بهشته

حبیب خدا و اهل عالم                      قدم رو چشم زمین گذاشته

حبیبی یا محمد   حبیبی یا محمد   حبیبی یا محمد

در انتها باهم شعر خوندیم وبرای سلامتی و فرج امام زمانمان دعا کردیم.

حالا که باهم جمع شدیم پروانه و شمع شدیم         بیاید باهم دعا کنیم رو به سوی خدا کنیم.

بگیم خدای مهربون                                                 مهدی مارو برسون(2)

جشن ما تموم شد ولی خیلی چیزها برای بچه ها تموم نشد، شعرهایی که حین بازی میخوندیم اونقد تکرار شده بود که ملکه ذهن بچه ها شد و هیچ چیز قشنگ تر ازین نبود که وقتی از پله های مدرسه پایین می اومدیم اون شعرها زمزمه بچه ها بود و همینطور که باهم بازی میکردند اون شعرها رو هم میخوندند...

دست علی یارتون               خدانگهدارتون

ایده واجرا:مرثا نورانی

اجرا و گزارش: مریم امین الرعایا

عکس:فاطمه روز بهانی

با تشکر از مدیریت دبستان عفاف خانوم دمیر لو و همکارانشون



موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه),خلاقیت,ماه ربیع الاول,تربیت دینی,بازی و کاردستی,مناسبت های مذهبی
تاريخ : چهارشنبه 15 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2462 مرتبه

سلام به همراهان خوب و همیشگی

اگر به خاطر داشته باشید در پست های گذشته چهار نکته از نکات سیره ی نبوی را با شرح و تفصیل تقدیم شما عزیزان نمودیم

امروز نیز به تفصیل دو نکته ی آخر می پردازیم

امیدوارم  به یاری خدا این نکات در زندگی و در برنامه های تربیتی کودکان مفید، کاربردی و مؤثر باشه.



ادامه مطلب...

موضوع : ماه ربیع الاول,تربیت دینی,مناسبت های مذهبی,روان شناسی
تاريخ : چهارشنبه 15 آذر 1396 | نویسنده : یکی از ما
بازدید : 2492 مرتبه

سلام به عزیزان همیشه همراه

با  توجه  به سیره ی  تربیتی پیامبر(صلی الله و علیه و آله)

به تفصیل دو نکته ی دیگر از نکات تربیتی

می پردازیم.

امیدوارم  به یاری خدا این نکات در زندگی و در برنامه های تربیتی کودکان مفید، کاربردی و مؤثر باشه.

 



ادامه مطلب...

موضوع : ماه ربیع الاول,تربیت دینی,مناسبت های مذهبی,روان شناسی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 101 صفحه بعد
درباره وبلاگ

«بنیاد تخصصی کودک و ولایت سفینه» در نظر دارد با استفاده از شیوه های گوناگون جذاب و تجربه شده، کودکان مسلمان شیعه را با مفهوم ولایت و با اولیای دینی خود آشنا کند، انس دهد و آموزه های ایشان را به آنان منتقل کند. این بنیاد اهداف ذیل را دنبال می کند: ۱- کسب رضایت خداوند سبحان و اولیای او ۲- تربیت جامعه مهدوی در راستای زمینه سازی ظهور حضرت ۳- آشنا کردن کودکان با مفهوم ولایت و با اولیا دینی ۴- ارائه الگوی سبک زندگی اسلامی برای کودکان و خانواده ها در زمینه ی تربیتی ۵- آشنا کردن کودکان و والدین با فرهنگ اسلامی و نظریه های تربیت دینی ۶- ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرای نظریه های تربیت دینی ۷- پرورش علمی و هنری و ادبی کودکان ۸- پرورش خلاقیت در کودکان ۹- جهاد فرهنگی در عرصه جنگ نرم. دوستانی که تمایل دارند با « بنیاد سفینه» ارتباط بگیرند،در قسمت نظرات،به ما اعلام کنند. با تشکر

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 12 نفر
بازديدهاي امروز : 1531 نفر
بازديدهاي ديروز : 2660 نفر
بازدید هفته قبل : 1531 نفر
كل بازديدها : 4062893 نفر
امکانات جانبی